شکل جمع:
correctivesصفت تفضیلی:
more correctiveصفت عالی:
most correctiveاصلاحی، اصلاحکننده، تأدیبکننده، تصحیحی
Implementing effective corrective measures is crucial for addressing the environmental impact of industrial waste disposal.
اجرای اقدامات اصلاحی مؤثر برای رسیدگی به تأثیر زیستمحیطی دفع زبالههای صنعتی بسیار مهم است.
The government's new policy includes a series of corrective actions aimed at reducing unemployment rates among young adults.
سیاست جدید دولت شامل مجموعهای از اقدامات اصلاحی با هدف کاهش نرخ بیکاری در میان جوانان است.
We must take corrective action.
ما بایستی دستبهکار عملیات اصلاحی بشویم.
Participants are required to identify potential errors and propose corrective solutions in the given business case study.
شرکتکنندگان ملزم به شناسایی خطاهای احتمالی و پیشنهاد راهحلهای اصلاحکننده در مطالعهی موردی تجاری ارائهشده هستند.
پزشکی ترمیمی، بازسازی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Following the severe burn, the patient underwent several stages of corrective surgery to restore skin integrity and function.
پساز سوختگی شدید، بیمار چندین مرحله جراحی ترمیمی را برای بازگرداندن یکپارچگی و عملکرد پوست پشت سر گذاشت.
The study investigated the long-term efficacy of various corrective procedures for congenital heart defects in pediatric populations.
این مطالعه اثربخشی طولانیمدت روشهای ترمیمی مختلف برای نقصهای مادرزادی قلب در جمعیت کودکان را بررسی کرد.
During the lecture, the professor discussed advanced techniques in corrective orthopedic surgery aimed at restoring joint mobility.
در طول سخنرانی، استاد تکنیکهای پیشرفته در جراحی ارتوپدی ترمیمی با هدف بازیابی تحرک مفاصل را مورد بحث قرار داد.
The surgeon explained that the corrective intervention would involve grafting tissue to repair the damaged ligament.
جراح توضیح داد که مداخلهی ترمیمی شامل پیوند بافت برای ترمیم رباط آسیبدیده خواهد بود.
corrective surgery
جراحی ترمیمی، جراحی بازسازی
مادهی اصلاحکننده، اقدام اصلاحی
The government introduced a new corrective aimed at reducing carbon emissions from industrial sectors, anticipating a significant positive impact on air quality.
دولت یک اقدام اصلاحی جدید با هدف کاهش انتشار کربن از بخشهای صنعتی معرفی کرد و انتظار تأثیر مثبت قابل توجهی بر کیفیت هوا داشت.
During the lecture on economic policy, the professor detailed the various correctives implemented by central banks to stabilize volatile financial markets after the recession.
طی سخنرانی دربارهی سیاست اقتصادی، استاد اقدامات اصلاحی مختلفی را که توسط بانکهای مرکزی برای تثبیت بازارهای مالی بیثبات پساز رکود اجرا شده بود، شرح داد.
Corporal punishment is not a good corrective.
تنبیه بدنی اقدام اصلاحی خوبی نیست.
The project manager proposed a corrective to rectify the schedule overrun, suggesting additional resources be allocated to critical tasks.
مدیر پروژه یک اقدام اصلاحی برای اصلاح تأخیر در برنامه پیشنهاد کرد و تخصیص منابع اضافی به وظایف حیاتی را پیشنهاد داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «corrective» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/corrective