آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ شهریور ۱۴۰۵

      Punitive

      ˈpjuːnətɪv ˈpjuːnətɪv

      معنی punitive | جمله با punitive

      adjective formal C2

      حقوق کیفری، تنبیهی، جزائی، تأدیبی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The company faced punitive measures after being found guilty of environmental pollution.

      شرکت پس‌از مجرم شناخته شدن در آلودگی محیط‌زیست، با اقدامات جزائی مواجه شد.

      The lecture discussed how certain historical legal systems employed severe punitive penalties for even minor infractions, reflecting a different societal understanding of justice.

      این سخنرانی به این موضوع پرداخت که چگونه برخی از نظام‌های حقوقی تاریخی برای تخلفات جزئی نیز مجازات‌های کیفری شدیدی اعمال می‌کردند که نشان‌دهنده‌ی درک متفاوتی از عدالت در آن جوامع بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      punitive laws

      قوانین کیفری

      to take punitive measures

      به اقدامات تنبیهی متوسل شدن

      adjective C2

      بسیار سنگین، جریمه‌ای (هزینه)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      The imposition of punitive tariffs on imported goods can significantly impact international trade relations and domestic economies.

      اعمال تعرفه‌های بسیار سنگین بر کالاهای وارداتی می‌تواند به‌طور قابل توجهی بر روابط تجاری بین‌المللی و اقتصادهای داخلی تأثیر بگذارد.

      The punitive fines for late payment made sure everyone paid their bills on time.

      جریمه‌های بسیار سنگین برای دیرکرد پرداخت، باعث شد همه صورت‌حساب‌هایشان را به‌موقع پرداخت کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      punitive taxes

      مالیات‌های بسیار سنگین

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد punitive

      1. adjective concerning punishment
        Synonyms:
        punishing disciplinary penal correctional vindictive retaliatory retaliative revengeful punitory in retaliation in reprisal castigating
        Antonyms:
        rewarding beneficial
      1. adjective inflicting or aiming to inflict punishment
        Synonyms:
        disciplinary punitory penal punishing vindictive avenging revengeful vindicatory
        Antonyms:
        rewarding rehabilitative beneficial

      لغات هم‌خانواده punitive

      noun
      punishment
      adjective
      punishable, punishing, unpunished, punitive
      verb - transitive
      punish

      ارجاع به لغت punitive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «punitive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/punitive

      لغات نزدیک punitive

      • - punishing
      • - punishment
      • - punitive
      • - punitive damages
      • - punjab
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      candlenut caprifig cashew catalpa chocolate tree coconut palm coffee tree cola cryptomeria date palm dragon tree ebony elemi encina english walnut خوددار خرم رقیب مؤسسه آسیاب بادی پاییز فصل پاییز می بی‌ادعا آغوش طلبیدن طلب کلیدواژه گرز مرصع گروه ورزشی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.