حقوق کیفری، تنبیهی، جزائی، تأدیبی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
The company faced punitive measures after being found guilty of environmental pollution.
شرکت پساز مجرم شناخته شدن در آلودگی محیطزیست، با اقدامات جزائی مواجه شد.
The lecture discussed how certain historical legal systems employed severe punitive penalties for even minor infractions, reflecting a different societal understanding of justice.
این سخنرانی به این موضوع پرداخت که چگونه برخی از نظامهای حقوقی تاریخی برای تخلفات جزئی نیز مجازاتهای کیفری شدیدی اعمال میکردند که نشاندهندهی درک متفاوتی از عدالت در آن جوامع بود.
punitive laws
قوانین کیفری
to take punitive measures
به اقدامات تنبیهی متوسل شدن
بسیار سنگین، جریمهای (هزینه)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The imposition of punitive tariffs on imported goods can significantly impact international trade relations and domestic economies.
اعمال تعرفههای بسیار سنگین بر کالاهای وارداتی میتواند بهطور قابل توجهی بر روابط تجاری بینالمللی و اقتصادهای داخلی تأثیر بگذارد.
The punitive fines for late payment made sure everyone paid their bills on time.
جریمههای بسیار سنگین برای دیرکرد پرداخت، باعث شد همه صورتحسابهایشان را بهموقع پرداخت کنند.
punitive taxes
مالیاتهای بسیار سنگین
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «punitive» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/punitive