آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ مرداد ۱۴۰۴

      Retaliatory

      rɪˈtæliətɔːri rɪˈtæliətri

      معنی retaliatory | جمله با retaliatory

      adjective formal

      انتقام‌جویانه، تلافی‌جویانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The retaliatory measures were taken to ensure justice was served.

      تدابیر انتقام‌جویانه برای اطمینان از اجرای عدالت اتخاذ شد.

      The employee was fired for his retaliatory behavior towards his colleagues.

      کارمند به خاطر رفتار تلافی‌جویانه با همکارانش اخراج شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد retaliatory

      1. adjective of or relating to or having the nature of retribution
        Synonyms:
        retributive retributory relative vindicatory

      سوال‌های رایج retaliatory

      معنی retaliatory به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «retaliatory» در زبان فارسی به «انتقام‌جویانه» یا «تلافی‌جویانه» ترجمه می‌شود.

      «Retaliatory» صفتی است که برای توصیف عملی به کار می‌رود که به منظور پاسخ دادن به یک حمله، بی‌عدالتی یا آسیب انجام می‌شود. این واژه اغلب بار منفی دارد و نشان می‌دهد که عمل انجام شده نه به دلیل ابتکار یا تصمیم مثبت، بلکه برای بازگرداندن ضرر یا مجازات طرف مقابل انجام می‌شود. برای مثال، جمله‌ی «The company took retaliatory measures against the competitors» به معنای «شرکت اقدامات انتقامی علیه رقبای خود انجام داد» نشان‌دهنده‌ی پاسخی هدفمند و انتقام‌جویانه است.

      از نظر کاربردی، «retaliatory» در زمینه‌های قانونی، سیاسی، تجاری و حتی شخصی به کار می‌رود. در سیاست و روابط بین‌الملل، اقدامات انتقامی می‌تواند شامل تحریم‌ها، پاسخ‌های نظامی یا اقدامات مشابه باشد. در محیط‌های کاری یا شخصی نیز ممکن است به معنای واکنش‌های تلافی‌جویانه نسبت به رفتار ناعادلانه یا آسیب‌رسان دیگران باشد.

      از نظر دستوری، «retaliatory» صفتی است که از فعل «retaliate» به معنای «انتقام گرفتن یا پاسخ دادن به آسیب» ساخته شده است. پسوند «-ory» ویژگی و کیفیت مربوط به عمل انتقام را نشان می‌دهد و باعث می‌شود بتوان آن را به طور دقیق برای توصیف رفتارها، اقدامات یا سیاست‌ها به کار برد.

      در متون ادبی، روزنامه‌ای و رسانه‌ای، «retaliatory» برای ایجاد تأکید بر طبیعت واکنشی و انتقام‌جویانه‌ی رفتارها به کار می‌رود. این واژه به خواننده یا شنونده کمک می‌کند تا انگیزه‌ها و ماهیت عمل را بهتر درک کند و تمایز میان اقدامات مثبت و اقدامات واکنشی را روشن سازد.

      «retaliatory» واژه‌ای کاربردی و چندوجهی است که هم برای بیان اقداماتی با ماهیت انتقام‌جویانه و هم برای تحلیل رفتارها و سیاست‌ها در موقعیت‌های مختلف استفاده می‌شود. آشنایی با این واژه، توانایی توصیف دقیق انگیزه‌ها و ماهیت واکنش‌ها در مکالمات و نوشتار انگلیسی را افزایش می‌دهد و به انتقال مفهوم پیچیده‌ی پاسخ‌های تلافی‌جویانه کمک می‌کند.

      ارجاع به لغت retaliatory

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «retaliatory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/retaliatory

      لغات نزدیک retaliatory

      • - retaliate
      • - retaliation
      • - retaliatory
      • - retard
      • - retardant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.