Urbanity

ɜːrˈbænɪti ɜːˈbænɪti
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
( urbanism ) شهر‌نشینی، شهر‌سازی، اعتیاد به زندگی شهری

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد urbanity

  1. noun courtesy
    Synonyms:
    civility grace refinement polish elegance elegancy
  1. noun civilities, in plural
    Synonyms:
    courtesies amenities decorum
  1. noun the quality or character of life in a city or town
    Antonyms:
    rusticity

ارجاع به لغت urbanity

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «urbanity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/urbanity

لغات نزدیک urbanity

پیشنهاد بهبود معانی