صفت تفضیلی:
more athleticصفت عالی:
most athleticورزش ورزشکار
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
He is very athletic and plays soccer every weekend.
او بسیار ورزشکار است و هر آخرهفته فوتبال بازی میکند.
The athletic students ran in the relay race.
دانشآموزان ورزشکار در مسابقهی امدادی دویدند.
She's athletic enough to join the varsity team.
او به اندازهای ورزشکار است که بتواند به تیم اصلی مدرسه بپیوندد.
ورزش ورزشی، عضلانی، پهلوانی، تنومندی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
an athletic build
هیکل عضلانی
athletic games
بازیهای ورزشی
ورزش ورزشی، اسپرت (وسیلهی مورد استفاده در ورزش)
He bought new athletic shoes for running.
او کفشهای ورزشی جدیدی برای دویدن خرید.
Athletic clothing should be breathable and comfortable.
لباسهای اسپرت باید قابل تنفس و راحت باشند.
She packed her athletic gear in the gym bag.
او تجهیزات ورزشیاش را در کیف باشگاه گذاشت.
ورزش مزومورف، میانگونه، ستبرتن (نوعی تیپ بدنی عضلانی و ورزشکاری)
همچنین میتوان از mesomorphic استفاده کرد.
He has an athletic build that suits competitive sports.
او تیپ بدنی مزومورف دارد که برای ورزشهای رقابتی مناسب است.
The actor trained for months to achieve an athletic physique.
بازیگر ماهها تمرین کرد تا به فیزیک بدنی ستبرتن برسد.
Despite his short height, his athletic build packed a lot of strength.
باوجود قد کوتاهش، تیپ بدنی میانگونهی او قدرت زیادی داشت.
صفت تفضیلی athletic در زبان انگلیسی more athletic است.
صفت عالی athletic در زبان انگلیسی most athletic است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «athletic» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/athletic