آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Unflagging

ʌnˈflæɡɪŋ ʌnˈflæɡɪŋ

معنی unflagging | جمله با unflagging

adjective

خستگی‌ناپذیر، نستوه، پایدار، مداوم، پیوسته، بی‌وقفه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

Your unflagging support means the world to me.

حمایت بی‌وقفه‌ی تو برای من یک دنیا ارزش دارد.

unflagging publicist

روزنامه‌نگار خستگی‌ناپذیر

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unflagging

ارجاع به لغت unflagging

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unflagging» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unflagging

لغات نزدیک unflagging

پیشنهاد بهبود معانی