آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Precipitous

prɪˈsɪpɪtəs prɪˈsɪpɪtəs

معنی precipitous | جمله با precipitous

adjective

شتابناک، از روی عجله، بی‌مهابا

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

a precipitous slope

شیب بسیار تند

precipitous heights

ارتفاعات پرشیب

نمونه‌جمله‌های بیشتر

precipitous stairs

پلکان پرشیب

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد precipitous

  1. adjective steep, falling sharply
    Antonyms:
  1. adjective fast, sudden; impulsive; initial
    Antonyms:

ارجاع به لغت precipitous

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «precipitous» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/precipitous

لغات نزدیک precipitous

پیشنهاد بهبود معانی