آیکن بنر

رایتینگ آیلتس‬‌رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

تصحیح رایتینگ آیلتس‬ با کمک فست‌دیکشنری

تصحیح رایگان
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

      Dizzying

      ˈdɪziɪŋ ˈdizi-ɪŋ

      معنی dizzying | جمله با dizzying

      adjective B2

      گیج‌کننده، سرگیجه‌آور

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The dizzying complexity of the climate models left many readers unsure which variables were most significant.

      پیچیدگی گیج‌کننده‌ی مدل‌های اقلیمی باعث شد که بسیاری از خوانندگان مطمئن نباشند کدام متغیرها مهم‌ترند.

      The instructions for assembling the new furniture were so dizzying that I almost gave up.

      دستورالعمل‌های مونتاژ مبلمان جدید آنقدر گیج‌کننده بود که تقریباً ناامید شدم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      After spinning around for too long, I felt a dizzying sensation and had to sit down.

      بعد از اینکه برای مدت طولانی دور خودم چرخیدم، احساس گیج‌کننده ای داشتم و مجبور شدم بنشینم.

      Students argued that the dizzying number of policy changes in recent years made it difficult to assess long-term educational outcomes.

      دانشجویان استدلال کردند که تعداد سرگیجه‌آور تغییرات سیاستی در سال‌های اخیر، ارزیابی نتایج آموزشی بلندمدت را دشوار کرده است.

      Historical records reveal a dizzying array of alliances that often left diplomats uncertain about their loyalties.

      اسناد تاریخی مجموعه‌ای گیج‌کننده از اتحادها را نشان می‌دهند که اغلب دیپلمات‌ها را درباره‌ی وفاداری‌شان نامطمئن می‌کرد.

      adjective C1

      سرسام‌آور، بسیار سریع

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The report highlights the dizzying speed at which artificial intelligence algorithms are improving.

      گزارش به سرعت سرسام‌آور پیشرفت الگوریتم‌های هوش مصنوعی اشاره می‌کند.

      The industrial revolution brought about a dizzying rate of urbanization that challenged existing infrastructure and social services.

      انقلاب صنعتی منجر به آمار بسیار سریع شهری‌ شدن شد که زیرساخت‌ها و خدمات اجتماعی موجود را به چالش کشید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The lecturer described the dizzying pace of gene sequencing advancements and their implications for personalized medicine.

      استاد در سخنرانی سرعت سرسام‌آور پیشرفت‌های توالی‌یابی ژن‌ها و پیامدهای آن‌ها برای پزشکی شخصی را توصیف کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dizzying

      1. adjective producing dizziness or vertigo
        Synonyms:
        dizzy giddy vertiginous
      1. verb to cause to be unclear in mind or intent
        Synonyms:
        confusing muddling bewildering puzzling perplexing mystifying confounding befuddling addling jumbling fuddling discombobulating throwing

      سوال‌های رایج dizzying

      گذشته‌ی ساده dizzying چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dizzying در زبان انگلیسی dizzied است.

      شکل سوم dizzying چی میشه؟

      شکل سوم dizzying در زبان انگلیسی dizzied است.

      سوم‌شخص مفرد dizzying چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dizzying در زبان انگلیسی dizzies است.

      ارجاع به لغت dizzying

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dizzying» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dizzying

      لغات نزدیک dizzying

      • - dizziness
      • - dizzy
      • - dizzying
      • - DJ
      • - djawa
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      monkey puzzle oak pine orange poplar spruce euonymus walnut willow yew hazel weeping willow black oak aggregate concealer اصلا اسکیزوفرنی اتفاق ابتدا اسفنج آباد الماس علامت تعجب آلبالو آز برافراشته بلندقامت بی‌صبرانه بیمار پدید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.