گیجکننده، سرگیجهآور
The dizzying complexity of the climate models left many readers unsure which variables were most significant.
پیچیدگی گیجکنندهی مدلهای اقلیمی باعث شد که بسیاری از خوانندگان مطمئن نباشند کدام متغیرها مهمترند.
Students argued that the dizzying number of policy changes in recent years made it difficult to assess long-term educational outcomes.
دانشجویان استدلال کردند که تعداد سرگیجهآور تغییرات سیاستی در سالهای اخیر، ارزیابی نتایج آموزشی بلندمدت را دشوار کرده است.
Historical records reveal a dizzying array of alliances that often left diplomats uncertain about their loyalties.
اسناد تاریخی مجموعهای گیجکننده از اتحادها را نشان میدهند که اغلب دیپلماتها را دربارهی وفاداریشان نامطمئن میکرد.
سرسامآور، بسیار سریع
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The report highlights the dizzying speed at which artificial intelligence algorithms are improving.
گزارش به سرعت سرسامآور پیشرفت الگوریتمهای هوش مصنوعی اشاره میکند.
The industrial revolution brought about a dizzying rate of urbanization that challenged existing infrastructure and social services.
انقلاب صنعتی منجر به آمار بسیار سریع شهری شدن شد که زیرساختها و خدمات اجتماعی موجود را به چالش کشید.
The lecturer described the dizzying pace of gene sequencing advancements and their implications for personalized medicine.
استاد در سخنرانی سرعت سرسامآور پیشرفتهای توالییابی ژنها و پیامدهای آنها برای پزشکی شخصی را توصیف کرد.
گذشتهی ساده dizzying در زبان انگلیسی dizzied است.
شکل سوم dizzying در زبان انگلیسی dizzied است.
سومشخص مفرد dizzying در زبان انگلیسی dizzies است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «dizzying» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dizzying