آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Abrupt

əˈbrʌpt əˈbrʌpt

صفت تفضیلی:

abrupter

صفت عالی:

abruptest

معنی abrupt | جمله با abrupt

adjective C2

تند، پرتگاه‌دار، سراشیبی، ناگهان، ناگهانی، بی‌خبر، درشت، جداکردن

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی واژگان کاربردی سطح فوق متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

an abrupt decision

تصمیم ناگهانی

his abrupt departure

عزیمت غیرمنتظره‌ی او

نمونه‌جمله‌های بیشتر

He left the room abruptly.

ناگهان اتاق را ترک کرد.

Don't be abrupt with your father.

نسبت به پدرت تندی نکن.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد abrupt

  1. adjective happening suddenly and unexpectedly

سوال‌های رایج abrupt

صفت تفضیلی abrupt چی میشه؟

صفت تفضیلی abrupt در زبان انگلیسی abrupter است.

صفت عالی abrupt چی میشه؟

صفت عالی abrupt در زبان انگلیسی abruptest است.

ارجاع به لغت abrupt

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «abrupt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/abrupt

لغات نزدیک abrupt

پیشنهاد بهبود معانی