Abruption

əˈbrʌpʃən əˈbrʌpʃən
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    abruptions

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun countable uncountable
پزشکی دکولمان جفت (جدا شدن جفت از رحم) link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- The doctor monitored her closely to prevent placental abruption.
- پزشک او را به‌دقت تحت‌نظر داشت تا از جدا شدن جفت جلوگیری کند.
- Heavy bleeding can be a sign of placental abruption and should be treated immediately.
- خون‌ریزی شدید می‌تواند نشانه‌ای از دکولمان جفت باشد و باید فوراً درمان شود.
noun countable uncountable
قطع ناگهانی، انتزاع، جدا شدن
- The abruption of the meeting left everyone confused.
- قطع ناگهانی جلسه، همه را گیج کرد.
- The storm caused an abruption of power in the area.
- طوفان باعث قطع ناگهانی برق در منطقه شد.
- Her sudden abruption from the project surprised the team.
- جدا شدن ناگهانی او از پروژه، اعضای تیم را شگفت‌زده کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد abruption

  1. noun an instance of sudden interruption
    Synonyms:
    breaking-off

ارجاع به لغت abruption

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «abruption» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/abruption

لغات نزدیک abruption

پیشنهاد بهبود معانی