صفت تفضیلی:
more inclinedصفت عالی:
most inclinedخواهان، مایل، مشتاق، خواستار، راغب، تمایل
Many economists are inclined to believe that a robust social safety net can stimulate long-term economic growth by reducing inequality.
بسیاری از اقتصاددانان مایلند باور کنند که یک شبکهی ایمنی اجتماعی قوی میتواند با کاهش نابرابری، رشد اقتصادی بلندمدت را تحریک کند.
Students preparing for professional careers are often inclined to pursue internships to gain practical experience and network within their desired industry.
دانشجویانی که برای مشاغل حرفهای آماده میشوند، اغلب راغبند کارآموزی کنند تا تجربهی عملی کسب کرده و در صنعت مورد نظر خود شبکهسازی کنند.
I am inclined to vote for him.
مایلم به او رأی بدهم.
He is inclined to that party.
او خواستار آن حزب است.
He is inclined to be lazy.
او به تنبلی تمایل دارد.
He is poetically inclined.
او تمایلات شاعرانهای دارد.
مایل، متمایل، شیبدار، خمشده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The geological survey indicated that the rock strata were steeply inclined, suggesting significant tectonic activity in the region's past.
بررسی زمینشناختی نشان داد که لایههای سنگی بهشدت شیبدار بودند که فعالیت ساختمانی قابل توجهی را در گذشتهی منطقه نشان میدهد.
a downward inclined branch
شاخهی خمشده بهسوی پایین
an inclined roadway
راه شیبدار
During the lecture on architectural engineering, the professor detailed how an inclined roof design efficiently sheds rainwater and snow.
طی سخنرانی در مورد مهندسی معماری، استاد بهتفصیل توضیح داد که چگونه طراحی سقف شیبدار بهطور موثر آب باران و برف را دفع میکند.
وجه وصفی حال inclined در زبان انگلیسی inclining است.
سومشخص مفرد inclined در زبان انگلیسی inclines است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «inclined» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inclined