آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Intimate

      ˈɪnt̬əmət ˈɪnt̬əmeɪt ˈɪntəmət ˈɪntɪmeɪt

      گذشته‌ی ساده:

      intimated

      شکل سوم:

      intimated

      سوم‌شخص مفرد:

      intimates

      وجه وصفی حال:

      intimating

      شکل جمع:

      intimates

      صفت تفضیلی:

      more intimate

      صفت عالی:

      most intimate

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از intime به‌ جای intimate استفاده کرد.

      معنی intimate | جمله با intimate

      verb - transitive adjective C2

      مطلبی را رساندن، معنی دادن، گفتن، محرم ساختن،صمیمی، محرم، خودمانی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      the intimate structure of the atom

      ساختار درونی اتم

      her intimate feelings

      احساسات شخصی و نهان او

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an intimate friend

      دوست صمیمی

      an intimate restaurant

      رستوران دنج

      an intimate knowledge of English

      تسلط کامل به (زبان) انگلیسی

      an intimate knowledge of the details of that event

      آشنایی کامل با جزئیات آن واقعه

      Amongst his intimates two were painters.

      در میان دوستان صمیمی او دو نفر نقاش وجود داشت.

      He intimated that he had not eaten in two days.

      او اشاره کرد که دو روز است خوراک نخورده است.

      She had already intimated her disapproval.

      او قبلاً مخالفت خود را به‌طور ضمنی اعلام کرده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد intimate

      1. adjective friendly, devoted
        Synonyms:
        close dear nice warm loving affectionate faithful fond fast cozy chummy comfy confidential near dearest nearest next regular mellow bosom buddy-buddy roommate mix clubby snug
        Antonyms:
        unfriendly cool formal incompatible
      1. adjective private, personal
        Synonyms:
        personal special secret internal inmost innermost intrinsic immediate deep thorough detailed exhaustive profound confidential experienced trusted inherent innate elemental essential ingrained inbred inborn gut visceral viscerous guarded in-depth penetrating deep-seated indwelling interior firsthand uptight privy
        Antonyms:
        public formal
      1. noun a close friend; familiar person
        Synonyms:
        friend companion mate pal associate familiar comrade lover chum crony confidant confidante bosom buddy
        Antonyms:
        enemy foe
      1. verb suggest; tip off
        Synonyms:
        hint indicate imply suggest communicate express state declare announce profess voice air assert utter warn allude insinuate connote remind expose make known impart aver avouch let it be known drop a hint tip off leak vent spring let cat out of bag spill the beans make noise

      Collocations

      get (or be) on intimate terms with someone

      با کسی صمیمی بودن، با کسی خیلی نزدیک بودن

      سوال‌های رایج intimate

      گذشته‌ی ساده intimate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده intimate در زبان انگلیسی intimated است.

      شکل سوم intimate چی میشه؟

      شکل سوم intimate در زبان انگلیسی intimated است.

      شکل جمع intimate چی میشه؟

      شکل جمع intimate در زبان انگلیسی intimates است.

      وجه وصفی حال intimate چی میشه؟

      وجه وصفی حال intimate در زبان انگلیسی intimating است.

      سوم‌شخص مفرد intimate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد intimate در زبان انگلیسی intimates است.

      صفت تفضیلی intimate چی میشه؟

      صفت تفضیلی intimate در زبان انگلیسی more intimate است.

      صفت عالی intimate چی میشه؟

      صفت عالی intimate در زبان انگلیسی most intimate است.

      ارجاع به لغت intimate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «intimate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/intimate

      لغات نزدیک intimate

      • - intima
      • - intimacy
      • - intimate
      • - intimate apparel
      • - intimately
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.