آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ فروردین ۱۴۰۴

      Loving

      ˈlʌvɪŋ ˈlʌvɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      loved

      شکل سوم:

      loved

      سوم‌شخص مفرد:

      loves

      صفت تفضیلی:

      more loving

      صفت عالی:

      most loving

      معنی loving | جمله با loving

      adjective

      بامحبت، مهربان، باعاطفه، پرمهر، مشفق

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      He is always loving and caring towards his family

      او همیشه نسبت به خانواده‌اش بامحبت و دل‌سوز است.

      The loving mother always took care of her children’s needs.

      مادر مهربان همیشه به نیازهای فرزندانش رسیدگی می‌کرد.

      adjective

      محبت‌آمیز، عاشقانه، مهرآمیز، مشفقانه، مودت‌آمیز، مهربانانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      She wrote a loving note to express her gratitude.

      او یادداشتی محبت‌آمیز نوشت تا قدردانی‌اش را ابراز کند.

      They shared a loving relationship built on trust and respect.

      آن‌ها رابطه‌ای عاشقانه داشتند که بر پایه‌ی اعتماد و احترام بنا شده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد loving

      1. adjective expressing adoration
        Synonyms:
        affectionate caring kind warm friendly fond tender attentive thoughtful considerate solicitous devoted appreciative cordial faithful generous loyal respecting valuing admiring attached concerned earnest passionate warm-hearted ardent fervent romantic sentimental amiable benevolent dear demonstrative doting enamored reverent zealous amorous anxious bound up idolatrous impassioned infatuated erotic reverential worshipful
        Antonyms:
        disliking hating mean

      لغات هم‌خانواده loving

      noun
      love, lover, loveliness, lovey
      adjective
      lovable, loveless, lovely, loving, unloved
      verb - intransitive
      love
      adverb
      lovingly

      سوال‌های رایج loving

      گذشته‌ی ساده loving چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده loving در زبان انگلیسی loved است.

      شکل سوم loving چی میشه؟

      شکل سوم loving در زبان انگلیسی loved است.

      سوم‌شخص مفرد loving چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد loving در زبان انگلیسی loves است.

      صفت تفضیلی loving چی میشه؟

      صفت تفضیلی loving در زبان انگلیسی more loving است.

      صفت عالی loving چی میشه؟

      صفت عالی loving در زبان انگلیسی most loving است.

      ارجاع به لغت loving

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «loving» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/loving

      لغات نزدیک loving

      • - lovey
      • - lovey-dovey
      • - loving
      • - loving cup
      • - loving family
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.