با در نظر گرفتن، با توجه به
Respecting her position in the company, everyone listened carefully to her suggestions.
با توجه به جایگاهش در شرکت، همه با دقت به پیشنهادهایش گوش دادند.
Respecting the recent developments, the meeting was postponed.
با توجه به تحولات اخیر، جلسه به تعویق افتاد.
دربارهی، در مورد، در رابطه با، در خصوص
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
There are strict rules respecting the use of company resources.
قوانین سختگیرانهای در مورد استفاده از منابع شرکت وجود دارد.
He wrote a letter respecting the ongoing negotiations with the supplier.
او نامهای در خصوص مذاکرات جاری با تأمینکننده نوشت.
his remarks respecting free elections
اظهارات او دربارهی انتخابات آزاد
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «respecting» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/respecting