آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

      About

      əˈbaʊt əˈbaʊt

      معنی about | جمله با about

      preposition A1

      درباره، مربوط به (کسی یا چیزی)، در مورد، در رابطه با (کسی یا چیزی)، پیرامون، در باب، راجع به، با، در

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      a book about war

      کتابی درباره‌ی جنگ

      How about some tea?

      با یک فنجان چای چطوری؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      What is she smiling about?

      برای چه لبخند میزند؟

      preposition

      دور تا دور، گرداگرد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      There were flowers about his body.

      دور تا دور جسدش گل قرار داشت.

      People gathered about him.

      مردم دورش جمع شدند.

      preposition

      در نزدیکی، در مجاورت با (کسی یا چیزی)، در همسایگی (کسی یا چیزی)، در اطراف، دور و بر

      adverb

      حدوداً، حدودی، تقریباً

      I live about 10 miles away.

      تقریباً (حدودا) ۱۰ مایل دورتر زندگی می‌کنم.

      We're about ready to leave.

      ما تقریباً آماده‌ی رفتن هستیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      about a year ago

      حدود یک سال قبل

      about four days

      حدود چهار روز

      adverb

      در شُرف، درصدد

      The match is about to start.

      مسابقه در شُرف آغاز است.

      adverb

      از هر جهت، از هر طرف، اطراف (مکان)، دور و بر

      to look about

      به اطراف نگاه کردن

      adverb

      در چرخش (دایره‌وار)، در گردش

      to go about in circles

      دایره‌وار حرکت کردن

      adverb

      اینجا و آنجا، این طرف و آن طرف

      Don't carry so much money about with you!

      این‌قدر پول را با خودت اینجا و آنجا نبر!

      She always leaves her clothes lying about on the floor.

      همیشه لباس‌هایش را این طرف و آن طرف روی زمین رها می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      tools lying about

      ابزاری که اینجا و آنجا افتاده بودند

      adverb

      نزدیکی، حوالی، قریب، حول و حوش، مجاور

      Is John about?

      جان در این حوالی (در این نزدیکی) است؟

      adverb

      در جهت مخالف

      adjective

      فعال

      He is up and about again.

      دوباره برپا و فعال شده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد about

      1. adverb in an opposite direction
        Synonyms:
        around back backward round in reverse
      1. adverb lying anywhere without order, arrangement
        Synonyms:
        around anyhow here and there any which way
      1. preposition near an amount, quantity
        Synonyms:
        nearly almost approximately roughly practically pretty nearly in general in the neighborhood in the ball park
      1. preposition concerning, relating to
        Synonyms:
        regarding concerning relating to in relation to in connection with relative to touching on dealing with in respect to as concerns as respects referring to apropos
      1. preposition near or close to in position
        Synonyms:
        nearby beside adjacent
        Antonyms:
        far away distant afar remote
      1. preposition on every side, in every direction
        Synonyms:
        around throughout through surrounding round encircling

      Collocations

      about to happen

      در شرف وقوع

      سوال‌های رایج about

      معنی about به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «about» در زبان فارسی به «درباره» یا «در مورد» ترجمه می‌شود.

      «About» یکی از پرکاربردترین و چندوجهی‌ترین کلمات در زبان انگلیسی است که در نقش‌های مختلف دستوری از جمله حرف اضافه، قید و حتی صفات به کار می‌رود. به طور کلی، این کلمه برای اشاره به موضوع، محتوا، یا محور اصلی یک بحث، نوشته، گفت‌وگو یا فکر استفاده می‌شود. وقتی می‌گوییم «about something» یعنی موضوعی که صحبت، تحقیق یا توجه ما حول آن می‌چرخد.

      در استفاده‌های روزمره، «about» به معنای «درباره‌ی» چیزی است؛ مثلاً وقتی می‌گوییم «This book is about history» یعنی «این کتاب درباره تاریخ است». این کاربرد گسترده باعث شده که «about» نقش کلیدی در برقراری ارتباط و انتقال اطلاعات داشته باشد و به کمک آن بتوانیم موضوعات و محتواهای مختلف را به هم مرتبط کنیم.

      علاوه بر نقش حرف اضافه، «about» به صورت قید نیز به معنای «تقریباً» یا «حدوداً» به کار می‌رود؛ مثلاً در جمله «The meeting starts at about 3 PM» یعنی «جلسه حدود ساعت ۳ شروع می‌شود». این کاربرد نشان می‌دهد که «about» توانایی انعطاف‌پذیری در بیان اعداد، زمان‌ها و اندازه‌ها را دارد و نقش مهمی در بیان تقریب و تخمین ایفا می‌کند.

      از نظر تاریخی، ریشه «about» به زبان انگلیسی قدیم بازمی‌گردد و ترکیبی است از «on» و «būt» که معنای «در اطراف» یا «درباره» را منتقل می‌کرده است. این کلمه در گذر زمان تحولات معنایی پیدا کرده و به یکی از کلمات اساسی و پرکاربرد زبان انگلیسی تبدیل شده است که در انواع سبک‌های نوشتاری، ادبی، علمی و محاوره‌ای دیده می‌شود.

      «about» به دلیل گستردگی کاربرد و سادگی استفاده، یکی از پایه‌های اصلی ارتباطات زبان انگلیسی است. آشنایی با معنا و نقش‌های مختلف آن به افراد کمک می‌کند تا هم در فهم متن‌ها و هم در تولید زبان، بتوانند به شکل دقیق‌تر و طبیعی‌تری عمل کنند. این کلمه پلی است که به کمک آن موضوعات، ایده‌ها و مفاهیم را به یکدیگر پیوند می‌دهیم و ارتباطات انسانی را آسان‌تر می‌سازیم.

      ارجاع به لغت about

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «about» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/about

      لغات نزدیک about

      • - abound
      • - abounding
      • - about
      • - about to
      • - about to happen
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      acute hearing ADHD adjuvant aerobic affusion above all aluminium alchemy indifference amphibian and abdominal region antigen keep up with the Joneses bouquet پسر دایی پس‌زمینه خط عابر پیاده شامگاه خمیازه کشیدن -گی موالید نزدیکان نسخه نوشتن نم نوازنده ویولن نژاد هاگ هجران همانطور که
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.