آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۴

      Beside

      bɪˈsaɪd bɪˈsaɪd

      معنی beside | جمله با beside

      preposition A2

      کنار، مجاور، نزدیک، پهلو، بغل

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The child ran to stand beside his mother as soon as he saw her.

      کودک به‌محض دیدن مادرش دوید تا بغلش بایستد.

      He stood beside the tree.

      کنار درخت ایستاد.

      preposition

      به جز، به غیر از، در مقایسه با، در برابر، نسبت به، در مقابل

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Beside yours my share seems small.

      در مقایسه با سهم تو سهم من کوچک است.

      Who, beside him, is qualified?

      غیر از او، چه کسی صلاحیت دارد؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      That is beside the point.

      آن ربطی به موضوع ندارد.

      preposition C2

      بی‌ربط، خارج از موضوع، نامربوط، بی‌اهمیت

      That argument is completely beside the point.

      آن استدلال کاملاً خارج از موضوع است.

      Whether he apologized or not is beside the point. we need to fix the mistake.

      اینکه او عذرخواهی کرده یا نه، به موضوع ربطی ندارد. باید اشتباه را درست کنیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد beside

      1. adverb, preposition next to
        Synonyms:
        by near with close to next to nearby alongside opposite adjoining adjacent to bordering on connected with contiguous to side by side neighboring close at hand around overlooking verging on a step from next door to nigh at the side of at the edge of in juxtaposition at one’s elbow cheek by jowl abreast of fornent

      Idioms

      beside oneself

      از خود بیخود، خودباخته، عصبانی، آشفته، برافروخته

      beside the mark

      1- (نشانه گیری به آماج) خطا، به هدف نخورده 2- نامربوط

      beside the point

      نامربوط (به مطلب مورد بحث)، غیروارد، بی‌ربط

      beside the question

      نامربوط به موضوع مورد بحث

      سوال‌های رایج beside

      معنی beside به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «beside» در زبان فارسی به «کنار»، «نزدیک» یا «در کنار» ترجمه می‌شود.

      «Beside» یکی از حروف اضافه پرکاربرد در زبان انگلیسی است که برای نشان دادن موقعیت مکانی چیزی نسبت به چیز دیگر استفاده می‌شود. برای مثال، جمله‌ی She sat beside her friend یعنی «او کنار دوستش نشست». در این کاربرد، «beside» فاصله و موقعیت نزدیک میان دو جسم یا فرد را مشخص می‌کند و بیانگر مجاورت یا همجواری است. این کاربرد روزمره در مکالمات، نوشتار توصیفی و گزارش‌ها بسیار رایج است و درک دقیق موقعیت را برای مخاطب فراهم می‌کند.

      علاوه بر کاربرد مکانی، «beside» می‌تواند معنای انتزاعی و استعاری نیز داشته باشد. برای نمونه، جمله‌ی He felt small beside her achievements به این معناست که «او در مقایسه با دستاوردهای او احساس حقارت کرد». در این حالت، «beside» نشان‌دهنده‌ی مقایسه یا موقعیت نسبی در سطح ارزش، اهمیت یا توانایی است و بار معنایی اضافی به جمله می‌دهد. این کاربرد استعاری در متون ادبی، انگیزشی و تحلیلی دیده می‌شود.

      از نظر دستوری، «beside» معمولاً به‌عنوان حرف اضافه عمل می‌کند و همراه با اسم یا ضمیر می‌آید، مانند beside the table یا beside him. این ترکیب به وضوح جایگاه مکانی یا موقعیت نسبت به مرجع را مشخص می‌کند و کمک می‌کند خواننده یا شنونده تصویر ذهنی دقیقی از صحنه داشته باشد.

      در ادبیات و شعر، «beside» برای ایجاد تصاویر ذهنی دقیق و توصیف روابط میان شخصیت‌ها یا عناصر صحنه به کار می‌رود. نویسندگان با استفاده از این واژه می‌توانند حس نزدیکی، همراهی یا مجاورت را به طور ظریف منتقل کنند، بدون اینکه نیاز به جملات طولانی و توضیح اضافی باشد. این ویژگی باعث شده «beside» در نوشتار توصیفی و روایت‌های داستانی کاربرد گسترده‌ای داشته باشد.

      «beside» واژه‌ای است که هم کاربرد فیزیکی و مکانی دارد و هم می‌تواند بار معنایی استعاری و انتزاعی به جمله اضافه کند. این انعطاف‌پذیری آن را در مکالمات روزمره، نوشتار رسمی، ادبی و تحلیلی پرکاربرد می‌سازد و کمک می‌کند موقعیت، رابطه و میزان نزدیکی میان اشیاء یا افراد به شکل دقیق و قابل فهم منتقل شود.

      ارجاع به لغت beside

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «beside» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/beside

      لغات نزدیک beside

      • - besetting
      • - beshrew
      • - beside
      • - beside oneself
      • - beside the mark
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.