Beside Oneself

bəˈsaɪdˌwənˈself bɪˈsaɪdwʌnˈself
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

idiom C2
از خود بیخود، خودباخته، عصبانی، آشفته، برافروخته

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد beside oneself

  1. adjective in a panic
    Synonyms:
    upset anxious agitated distressed frantic bothered rattled shook up overwrought worked-up hysterical crazed mad raving demented distraught frenetic insane unbalanced unhinged delirious berserk out of one's mind out of one's wit carried away

ارجاع به لغت beside oneself

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «beside oneself» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/beside-oneself

لغات نزدیک beside oneself

پیشنهاد بهبود معانی