آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ مهر ۱۴۰۴

    Alongside

    əˈlɑːŋsaɪd əˌlɒŋˈsaɪd

    معنی alongside | جمله با alongside

    adverb preposition C1

    در پهلو، در کنار (کشتی)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    There was a butcher shop alongside the theatre.

    یک مغازه‌ی قصابی مجاور تماشاخانه قرار داشت.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد alongside

    1. preposition close, near side of
      Synonyms:
      by next to beside by the side of near side of close at the side of side by side close by close at hand along the side of parallel to in company with equal with apace with
      Antonyms:
      away

    Collocations

    alongside of

    در کنار، پهلوی، مجاور

    سوال‌های رایج alongside

    معنی alongside به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی alongside در زبان فارسی به «در کنار» یا «همراه با» ترجمه می‌شود.

    این واژه معمولاً برای بیان موقعیت مکانی، هم‌زمانی یا همکاری استفاده می‌شود و نشان می‌دهد که چیزی یا کسی در کنار یا همزمان با چیز یا شخص دیگری قرار دارد یا عمل می‌کند. Alongside هم به‌عنوان حرف اضافه (preposition) و هم به‌عنوان قید (adverb) کاربرد دارد و در متون رسمی، ادبی و روزمره انگلیسی جایگاه گسترده‌ای دارد.

    در سطح مکانی، alongside برای توصیف قرارگیری یک جسم یا فرد در کنار دیگری به کار می‌رود. برای مثال، جمله‌ی The boat docked alongside the pier نشان می‌دهد که قایق درست در کنار اسکله پهلو گرفته است. چنین کاربردی نه تنها مکان دقیق را مشخص می‌کند، بلکه حس هماهنگی و نزدیکی فیزیکی میان دو شیء یا دو شخص را نیز منتقل می‌نماید. این ویژگی باعث می‌شود که متن یا گفتار دقیق و تصویری‌تر به نظر برسد.

    در زمینه‌ی همکاری یا هم‌افزایی، alongside به معنای انجام کاری به همراه دیگران است. برای نمونه، She worked alongside her colleagues to complete the project به این معناست که او همراه با همکارانش روی پروژه کار کرده است. این کاربرد نشان می‌دهد که alongside نه تنها توصیف موقعیت فیزیکی، بلکه بیانگر تعامل، همکاری و مشارکت فعال میان افراد است و تأکید می‌کند که کارها یا فعالیت‌ها به شکل هم‌افزا انجام شده‌اند.

    در ادبیات و متون رسمی، alongside جایگزینی شیک و دقیق برای واژگانی مانند next to یا together with است. این واژه به متن حالتی ادبی و منسجم می‌بخشد و در نگارش رسمی یا گزارش‌های علمی و خبری به وفور دیده می‌شود. همچنین، به‌کارگیری آن در متن، توجه به جزئیات موقعیت و رابطه‌ی میان اجزا یا افراد را نشان می‌دهد و از ابهام جلوگیری می‌کند.

    از نظر استعاری، alongside می‌تواند به معنای هم‌راستایی فکری، همراهی روحی یا هم‌پیمانی در مسیرهای مشترک نیز به کار رود. برای مثال، گفته می‌شود: He stood alongside his friend in difficult times؛ یعنی «او در زمان‌های دشوار در کنار دوستش ایستاد». این کاربرد نمادی از وفاداری، حمایت و مشارکت انسانی است و نشان می‌دهد که مفهوم alongside محدود به فضا و مکان نیست، بلکه رابطه‌ی میان افراد و پشتیبانی متقابل را نیز بازتاب می‌دهد.

    ارجاع به لغت alongside

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «alongside» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/alongside

    لغات نزدیک alongside

    • - along with
    • - alongshore
    • - alongside
    • - alongside of
    • - aloof
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.