Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ دی ۱۳۹۹

      Backward

      ˈbækwərd ˈbækwəd

      معنی backward | جمله با backward

      adjective adverb C2

      به عقب

      adjective adverb

      عقب‌افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب‌مانده، کودن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      She took a backward step.

      او گامی به قهقرا برداشت.

      to read a number backward

      عددی را به طور معکوس خواندن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Iraj drove the car backwards.

      ایرج ماشین را عقب زد (راند).

      a glance backward to the time of Cyrus

      نگاهی به گذشته تا زمان کورش

      The country's economy has gone backward.

      اقتصاد کشور پس‌روی کرده است.

      We are sorry to tell that your son is somewhat backward.

      متأسفانه باید بگوییم پسرتان قدری عقب‌افتاده است.

      one of the most backward countries in the world

      یکی از عقب‌افتاده‌ترین کشورهای جهان

      the backwardness of the leaders' ideas

      عقب‌ماندگی عقاید رهبران

      She bent over backwards to please her husband.

      برای جلب رضایت شوهرش از هیچ کاری فروگذار نمی‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد backward

      1. adjective toward the rear
        Synonyms:
        behind astern rearward regressive inverted retrograde
        Antonyms:
        forward ahead to the front
      1. adjective bashful
        Synonyms:
        shy timid reluctant hesitant hesitating afraid reserved modest humble uneager unwilling averse disinclined indisposed loath diffident retiring demure wavering sluggish tardy late
        Antonyms:
        forward aggressive unshy precocious
      1. adjective slow in growth
        Synonyms:
        late delayed behind underdeveloped undeveloped stupid dull subnormal arrested checked dense feeble-minded moronic imbecile underprivileged
        Antonyms:
        fast smart intelligent developing
      1. adverb toward the rear
        Synonyms:
        behind back astern rearward abaft aback about in reverse turned around inverted
        Antonyms:
        forward

      Collocations

      backward association

      تداعی وارونه

      backward(s) and forward(s)

      پس و پیش، عقب و جلو، در دو جهت مخالف

      Idioms

      bend over backwards

      (به‌منظور جلب رضایت یا خشنودی) سخت تلاش کردن، تمام توان خود را به‌کار گرفتن، به آب‌و‌آتش زدن، از هیچ اقدامی فروگذار نکردن، از جان‌و‌دل مایه گذاشتن

      know something backward(s)

      خوب بلد بودن، از بر بودن

      ارجاع به لغت backward

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «backward» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/backward

      لغات نزدیک backward

      • - backup file
      • - backup system
      • - backward
      • - backward association
      • - backward reference
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.