آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ آبان ۱۴۰۴

      Nearly

      ˈnɪrli ˈnɪəli

      معنی nearly | جمله با nearly

      adverb A2

      تقریباً، تا حدی، مستقیماً، کمابیش

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The construction of the bridge is nearly finished.

      ساختمان پل تقریباً تمام است.

      to be nearly related

      قوم و خویشی نزدیک داشتن

      adverb

      (قدیمی) فریبا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nearly

      1. adverb almost
        Synonyms:
        about practically virtually just about close to approaching roughly around in effect in essence as good as more or less in substance pretty near some most much circa approximately be in the ballpark in the neighborhood give or take a little roundly all but somewhere not quite nearabout upwards of well-nigh within a little closely close but no cigar

      Collocations

      not nearly

      اصلاً، به‌هیچ وجه

      سوال‌های رایج nearly

      معنی nearly به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «nearly» در زبان فارسی به «تقریباً»، «نزدیک به» یا «حدوداً» ترجمه می‌شود.

      «Nearly» یک قید است که برای بیان حدود و نزدیکی به مقداری یا وضعیتی استفاده می‌شود، به این معنا که چیزی نزدیک به یک مقدار مشخص است ولی به طور کامل یا دقیق به آن نمی‌رسد. این کلمه به منظور نشان دادن تقریب، عدم قطعیت یا نزدیک بودن به حد مشخصی به کار می‌رود و در بسیاری از جملات روزمره و رسمی کاربرد دارد.

      استفاده از «nearly» به زبان گفتاری و نوشتاری زبان انگلیسی تنوع و روانی می‌بخشد، زیرا به گوینده اجازه می‌دهد بدون نیاز به بیان اعداد یا مقادیر دقیق، میزان تقریبی را بیان کند. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «nearly 100 people attended the event» به معنای این است که تعداد شرکت‌کنندگان تقریباً صد نفر بوده ولی ممکن است کمی کمتر یا بیشتر باشد.

      از نظر معنایی، «nearly» به تفاوت ظریف بین کامل بودن و نزدیک بودن اشاره دارد؛ یعنی چیزی کاملاً اتفاق نیفتاده اما بسیار به آن نزدیک است. این مورد به فهم دقیق‌تر و ظریف‌تر مفاهیم کمک می‌کند و باعث می‌شود بیان‌های زبانی طبیعی‌تر و انعطاف‌پذیرتر شوند.

      در نگارش رسمی و غیررسمی، «nearly» کاربرد گسترده‌ای دارد و در زمینه‌های مختلف مانند آمار، گزارش‌ها، داستان‌ها و مکالمات روزمره به کار می‌رود. استفاده از این قید باعث می‌شود تا اطلاعات با دقت قابل قبول ولی بدون نیاز به اعداد دقیق منتقل شود، که در بسیاری از موارد مفید و کارآمد است.

      «nearly» کلمه‌ای است که به بیان حدود و تقریبات کمک می‌کند و نقش مهمی در انتقال معانی ضمنی و ظریف در زبان انگلیسی ایفا می‌کند. این قید، بخش مهمی از مکالمات روزمره و متون مختلف است که به گفتار و نوشتار رنگ و انعطاف‌پذیری می‌بخشد و بیان دقیق‌تری از مقادیر و وضعیت‌ها ارائه می‌دهد.

      ارجاع به لغت nearly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «nearly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nearly

      لغات نزدیک nearly

      • - nearctic
      • - nearing
      • - nearly
      • - nearness
      • - nearsighted
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.