شکل جمع:
bouquetsگل دستهگل
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی گل
The bride carried a meticulously arranged bouquet of white roses and lilies, symbolizing purity and new beginnings.
عروس یک دستهگل بادقتچیدهشده از رزهای سفید و سوسنها را همراه داشت که نماد پاکی و آغازهای نو بود.
Chris sent me a lovely bouquet when I was sick.
وقتی مریض بودم، کریس دستهگل زیبایی برایم فرستاد.
Floral arrangements, particularly the bridal bouquet, often hold significant cultural and personal meaning in wedding ceremonies across various societies.
تزئینات گل، بهویژه دستهگل عروس، اغلب دارای معانی فرهنگی و شخصی قابل توجهی در مراسم عروسی در جوامع مختلف است.
He sent his fiancée a bouquet of yellow flowers.
دستهگل زردی برای نامزدش فرستاد.
غذا و آشپزی عطر، رایحه، بو (مربوط به شراب و نوشیدنی الکلی)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی غذا و آشپزی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
As the wine aged, its bouquet became more complex and elegant.
با گذشت زمان و کهنه شدن شراب، عطر آن پیچیدهتر و شیکتر شد.
He knew wines by their bouquets.
او شرابها را از بویشان میشناخت.
دسته، ترکیب، آمیزه، مخلوط (از چیزهای مختلف)
The architect's design presented a sophisticated bouquet of traditional and contemporary elements, effectively bridging historical context with modern aesthetics.
طرح معمار آمیزهی پیچیدهای از عناصر سنتی و معاصر را ارائه میداد که بهطور موثری زمینهی تاریخی را با زیباییشناسی مدرن پیوند میزد.
The company's new software offers a comprehensive bouquet of features, integrating data analysis, project management, and collaborative tools into a single platform.
نرمافزار جدید شرکت دستهی جامعی از ویژگیها را ارائه میدهد که تجزیهوتحلیل دادهها، مدیریت پروژه و ابزارهای مشارکتی را در یک پلتفرم واحد ادغام میکند.
شکل جمع bouquet در زبان انگلیسی bouquets است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «bouquet» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bouquet