آیکن بنر

رایتینگ آیلتس‬‌رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

تصحیح رایتینگ آیلتس‬ با کمک فست‌دیکشنری

تصحیح رایگان
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ فروردین ۱۴۰۴

      Aura

      ˈɔːrə ˈɔːrə

      شکل جمع:

      auras

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از اشکال جمع aurae و aura هم به‌‌جای auras استفاده کرد.

      معنی aura | جمله با aura

      noun countable

      هاله، فضا، جو، حال‌وهوا، حس

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      She walked into the room with an aura of confidence.

      او با هاله‌ای از اعتمادبه‌نفس وارد اتاق شد.

      The old castle had an aura of grandeur and timelessness.

      قلعه‌ی قدیمی فضایی از شکوه و جاودانگی داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Despite his smile, an aura of tension lingered in the air.

      باوجود لبخندش، جویی از تنش در فضا احساس می‌شد.

      noun countable

      هاله (تشعشعی نورانی که برخی باور دارند دور انسان‌ها و حیوانات است و نماد احساسات و قدرت آن‌هاست)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Some believe that illness can change the color of your aura.

      برخی معتقدند که بیماری می‌تواند رنگ هاله‌ی شما را تغییر دهد.

      After the meditation session, I felt my aura was brighter and more vibrant.

      بعداز جلسه‌ی مدیتیشن، احساس کردم هاله‌ام درخشان‌تر و زنده‌تر شده است.

      noun countable

      هاله، نور، پرتو (نور دور چیزی)

      A brilliant aura lit up the night sky just before dawn.

      نوری درخشان آسمان شب را درست پیش از سپیده‌دم روشن کرد.

      The candlelight cast a soft aura on the walls.

      نور شمع، هاله‌ای نرم بر دیوارها انداخته بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A faint blue aura surrounded the glowing crystal.

      نور آبی و کم‌رنگ، اطراف کریستال درخشان را احاطه کرده بود.

      noun countable uncountable

      اورا، پیش‌آگهی (پیش‌نشانه‌ای از میگرن یا صرع که شامل مشکلات بینایی و... می‌شود)

      The patient reported a headache starting with a visual aura.

      بیمار گزارش داد که سردردش با اورای دیداری شروع شد.

      Some epilepsy patients feel a strange aura before a seizure.

      برخی بیماران مبتلا به صرع، پیش‌از تشنج، پیش‌آگهی عجیبی را احساس می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد aura

      1. noun a distinctive but intangible quality surrounding a person or thing
        Synonyms:
        air atmosphere quality emanation
      1. noun a general impression produced by a predominant quality or characteristic
        Synonyms:
        air atmosphere feeling mood halo nimbus tone ambiance mystique ambience aroma feel aspect aureole emanation glow smell odor antisun quality scent glory gloriole paraselene parhelion
      1. noun air, character
        Synonyms:
        feeling tone air atmosphere mood quality appearance aspect character semblance background feel suggestion emanation scent ambience

      سوال‌های رایج aura

      شکل جمع aura چی میشه؟

      شکل جمع aura در زبان انگلیسی auras است.

      ارجاع به لغت aura

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «aura» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/aura

      لغات نزدیک aura

      • - aunt sally
      • - auntie or aunty
      • - aura
      • - aura farming
      • - aural
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Auriga classless Jutland Chekhov guilty pleasure thiosinamine vanadium steel visitatorial white russia synchromesh sutural sinicize take a scunner scenarist scafell pike قوی‌پنجه کانون عدسی معلوم متسع فلان فاشیست آمبولانس مرغ آشیانه تطهیر تاکسی همه‌گیری همتا وانگهی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.