آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ دی ۱۴۰۲

      Background

      ˈbækɡraʊnd ˈbækɡraʊnd

      گذشته‌ی ساده:

      backgrounded

      شکل سوم:

      backgrounded

      سوم‌شخص مفرد:

      backgrounds

      وجه وصفی حال:

      backgrounding

      شکل جمع:

      backgrounds

      معنی background | جمله با background

      noun countable B2

      پس‌زمینه

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      A green tree can be seen in the background.

      درخت سبزی در پس‌زمینه دیده می‌شود.

      The photographer chose a neutral background to ensure the focus remained on the subject.

      عکاس برای اطمینان از اینکه فوکوس روی سوژه باقی می‌ماند، پس‌زمینه‌ای خنثی را انتخاب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      white flowers on a red background

      گل‌های سفید در پس‌زمینه‌ی سرخ

      noun singular

      پس‌زمینه (صداهایی که در پشت صداهای بلندتر شنیده می‌شوند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      The background noise of the crowd made it difficult to hear the speaker.

      صدای پس‌زمینه‌ی جمعیت، شنیدن [صدای] گوینده را دشوار می‌کرد.

      The background music playing in the restaurant created a pleasant ambiance.

      موسیقی پس‌زمینه‌ای که در رستوران پخش می‌شد، فضای دلپذیری را به وجود آورد.

      noun singular uncountable

      شرایط، وضعیت، موقعیت

      These decisions have had to be made against a background of inflation.

      این تصمیمات باید در شرایط تورم گرفته می‌شد.

      I made these decisions against a background of high unemployment.

      این تصمیمات را در وضعیت بیکاری بالا گرفتم.

      adjective noun uncountable

      زمینه، پیشینه

      the economic background of the present crisis

      زمینه‌ی اقتصادی بحران کنونی

      The professor gave a brief background on the topic before diving into the lecture.

      پروفسور قبل از پرداختن به سخنرانی، پیشینه‌ی مختصری در مورد این موضوع ارائه کرد.

      noun

      پس پرده (شخص) (the background)

      The Vice President is usually in the background.

      معاون رئیس‌جمهور معمولاً در پس پرده است.

      The background characters in the movie played a supporting role to the main protagonist.

      شخصیت‌های پس‌ پرده‌ی فیلم برای قهرمان اصلی نقش مکمل را داشتند.

      noun countable

      سابقه، ریشه، پیشینه، وضعیت (از نظر خانواده و تجربه و کار و تحصیلات و غیره)

      Please give some background information on yourself.

      لطفاً سوابق خود را ذکر کنید.

      She has the right background for the job.

      او برای این کار پیشینه‌ی مناسبی دارد.

      verb - transitive

      زمینه‌سازی کردن (برای چیزی)

      The teacher backgrounded the lesson with a brief overview of the topic.

      معلم با مروری کوتاه بر موضوع، برای درس زمینه‌سازی کرد.

      She will background the new employees.

      برای کارمندان جدید زمینه‌سازی‌ خواهد کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      Collocations

      family background

      پیشینه‌ی خانوادگی، سابقه‌ی خانوادگی

      سوال‌های رایج background

      گذشته‌ی ساده background چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده background در زبان انگلیسی backgrounded است.

      شکل سوم background چی میشه؟

      شکل سوم background در زبان انگلیسی backgrounded است.

      شکل جمع background چی میشه؟

      شکل جمع background در زبان انگلیسی backgrounds است.

      وجه وصفی حال background چی میشه؟

      وجه وصفی حال background در زبان انگلیسی backgrounding است.

      سوم‌شخص مفرد background چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد background در زبان انگلیسی backgrounds است.

      ارجاع به لغت background

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «background» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/background

      لغات نزدیک background

      • - backfriend
      • - backgammon
      • - background
      • - background knowledge
      • - background music
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      diazo sever cyan Franco ter correct sterno supra UX user experience winning gallery music box latency qualification gravitational پرجذبه جوانه‌ی لوبیا جیرجیرکننده غیرقابل حصول خاورنشین گرین‌میل زغال‌دار خودرویی پاداش بازنشستگی دندان‌قروچه تحول عظیم بخور زنده‌زا ساعت‌گرد صلبیه‌ای
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.