آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مهر ۱۴۰۴

    History

    ˈhɪstri ˈhɪstri

    شکل جمع:

    histories

    معنی history | جمله با history

    noun countable uncountable A2

    تاریخ، تاریخچه، پیشینه، سرگذشت

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    He will go down in history as a cowardly commander.

    تاریخ از او به عنوان یک فرمانده ترسو یاد خواهد کرد.

    Their bravery will make history.

    شجاعت آنان در تاریخ خواهد آمد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    His name will be recorded in history.

    اسم او در تاریخ ثبت خواهد شد.

    a history of Iran

    تاریخ ایران

    a history of the life and adventures of Mulla Nasroldin

    تاریخچه‌ی زندگی و ماجراهای ملانصرالدین

    natural history

    تاریخ طبیعی

    a discovery that made medical history

    کشفی که در تاریخ پزشکی ثبت است

    the highest salary in television history

    بالاترین حقوق در تاریخ تلویزیون

    the strange history of my hat

    ماجرای شگفت‌انگیز کلاه من

    The novel describes the history of the love and vengeance of a blind man.

    آن رمان داستان عشق و انتقام مرد کوری را بیان می‌کند.

    noun uncountable informal

    گذشته، چیز تمام‌شده (موضوعی یا شخصی که در گذشته بوده دیگر اهمیتی ندارد)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Once the new manager took over, all the old rules became history.

    از وقتی مدیر جدید سر کار آمد، تمام قوانین قدیمی به تاریخ پیوستند.

    "What about Dan – are you still seeing him?" "Oh, he’s history."

    «دن چی؟ هنوز باهاش در ارتباطی؟» «نه، اون دیگه گذشته‌ست.»

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The election is history now.

    حالا دیگر آن انتخابات شده است.

    noun singular countable C1

    سابقه، پیشینه (اتفاقی که بارها رخ می‌دهد)

    The company has a history of delivering projects late.

    آن شرکت سابقه‌ی تأخیر در تحویل پروژه‌ها را دارد.

    This area has a history of flooding during the rainy season.

    این منطقه در فصل بارندگی سابقه‌ی سیل‌های مکرر دارد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The new doctor was not familiar with the patient's medical history.

    دکتر جدید با سوابق پزشکی بیمار آشنا نبود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد history

    1. noun past events, experiences
      Synonyms:
      past yesterday bygone times old days days of old ancient times antiquity olden days good old days days of yore yesteryear
      Antonyms:
      future
    1. noun chronicle of events
      Synonyms:
      story account record report tale narration narrative journal relation diary biography version recapitulation recital memoirs annals autobiography saga epic prehistory

    Collocations

    go down in history

    در تاریخ ذکر شدن

    case history

    خلاصه پرونده، شرح حال

    study history

    مطالعه تاریخ، تاریخ خواندن

    browsing history

    تاریخچه‌ی مرور، سابقه‌ی مرور (فهرستی از وبگاه‌ها و صفحاتی که کاربر با استفاده از مرورگر از آن‌ها بازدید کرده است)

    Idioms

    make history

    کار مهم کردن، در تاریخ ماندگار شدن، در تاریخ ثبت شدن، کار تاریخی انجام دادن، کاری بی‌سابقه و ماندگار کردن

    لغات هم‌خانواده history

    noun
    historian, history, prehistory
    adjective
    historic, prehistoric, historical
    adverb
    historically

    سوال‌های رایج history

    شکل جمع history چی میشه؟

    شکل جمع history در زبان انگلیسی histories است.

    ارجاع به لغت history

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «history» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/history

    لغات نزدیک history

    • - historiographer
    • - historiography
    • - history
    • - histrionic
    • - histrionically
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.