آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ اسفند ۱۴۰۴

      Journal

      ˈdʒɜrːnl ˈdʒɜːnl

      گذشته‌ی ساده:

      journaled

      شکل سوم:

      journaled

      سوم‌شخص مفرد:

      journals

      وجه وصفی حال:

      journaling

      شکل جمع:

      journals

      معنی journal | جمله با journal

      noun countable C1

      روزنامه، نشریه، مجله، ژورنال

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      My sons read medical journals.

      پسران من مجلات پزشکی می‌خوانند.

      Many academics aim to publish their work in international journals.

      بسیاری از دانشگاهیان تلاش می‌کنند آثار خود را در ژورنال‌های بین‌المللی منتشر کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a technical journal

      نشریه‌ی فنی

      Tehran Journal

      تهران ژورنال

      the Journal of the American Medical Association

      نشریه‌ی انجمن پزشکی امریکا

      noun countable C2

      دفتر خاطرات، یادداشت روزانه، دفتر ثبت وقایع

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      I kept a journal during my visit to Japan.

      طی سفرم در ژاپن خاطرات خود را یادداشت می‌کردم.

      She looked back at her old journal and remembered her childhood dreams.

      به دفتر خاطرات قدیمی‌اش نگاه کرد و رؤیاهای کودکی‌اش را به یاد آورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to keep a journal

      خاطرات خود را نوشتن، رویدادهای روزانه را نوشتن

      verb - intransitive verb - transitive

      خاطره‌نویسی کردن، یادداشت روزانه نوشتن، وقایع روزانه را ثبت کردن

      Students were asked to journal their experiences throughout the course.

      از دانش‌آموزان خواسته شد، تجربه‌های خود را درطول دوره به‌صورت روزانه ثبت کنند.

      During his recovery, he journaled about his progress and goals.

      در دوران بهبودی، درباره‌ی پیشرفت و اهدافش در دفتر خاطراتش نوشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد journal

      1. noun chronicle
        Synonyms:
        record account register log diary statement note chronology annals memoir minutes publication review newspaper periodical magazine calendar reminder observation almanac annual gazette ledger reminiscence daily weekly monthly paper tabloid rag organ daybook memento scandal sheet comic book

      لغات هم‌خانواده journal

      noun
      journal, journalism, journalist, journalese
      adjective
      journalistic

      سوال‌های رایج journal

      گذشته‌ی ساده journal چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده journal در زبان انگلیسی journaled است.

      شکل سوم journal چی میشه؟

      شکل سوم journal در زبان انگلیسی journaled است.

      شکل جمع journal چی میشه؟

      شکل جمع journal در زبان انگلیسی journals است.

      وجه وصفی حال journal چی میشه؟

      وجه وصفی حال journal در زبان انگلیسی journaling است.

      سوم‌شخص مفرد journal چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد journal در زبان انگلیسی journals است.

      ارجاع به لغت journal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «journal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/journal

      لغات نزدیک journal

      • - jounce
      • - jour
      • - journal
      • - journal box
      • - journalese
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.