گذشتهی ساده:
registeredشکل سوم:
registeredسومشخص مفرد:
registersوجه وصفی حال:
registeringشکل جمع:
registersثبت کردن، نگاشتن، در دفتر وارد کردن، منطبق کردن، نامنویسی کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی واژگان کاربردی سطح پیشرفته
They registered his son's birth.
تولد پسرش را ثبت کردند.
I have already registered for this class.
من قبلاً برای این کلاس نامنویسی کردهام.
to register a car
اتومبیل را به ثبت رساندن
Fourth year students can register first.
دانشجویان سال چهارم میتوانند اول نامنویسی کنند.
She is not registered in our hotel.
در هتل ما نامنویسی نکرده است.
a registered voter
رأیدهندهی نامنویسیشده
دفتر ثبت، ثبت آمار، لیست، فهرست
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
a register of births
دفتر ثبت موالید
an employment register
فهرست مشاغل
نشان دادن، نمایش دادن
His bearing registered intense fear.
از ظاهرش ترس شدیدی میبارید.
to register surprise
تعجب از خود نشان دادن
A thermometer registers temperature.
حرارتسنج گرما را نشان میدهد.
درک کردن، دریافتن
His name didn't register with me.
نام او برایم مفهومی نداشت.
ابراز کردن، اظهار کردن
دست یافتن، رسیدن، نائل شدن
گذشتهی ساده register در زبان انگلیسی registered است.
شکل سوم register در زبان انگلیسی registered است.
شکل جمع register در زبان انگلیسی registers است.
وجه وصفی حال register در زبان انگلیسی registering است.
سومشخص مفرد register در زبان انگلیسی registers است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «register» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/register