گذشتهی ساده:
registeredشکل سوم:
registeredسومشخص مفرد:
registersوجه وصفی حال:
registeringشکل جمع:
registersثبت کردن یا شدن، ثبتنام کردن، در دفتر وارد کردن، نامنویسی کردن یا شدن، اسمنویسی کردن یا شدن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
They registered his son's birth.
تولد پسرش را ثبت کردند.
Applicants wishing to participate in the postgraduate research symposium must register their attendance by the specified deadline.
متقاضیانی که مایل به شرکت در سمپوزیوم تحقیقاتی پسادکترا هستند، باید حضور خود را تا مهلت مقرر ثبت کنند.
Don't forget to register for the upcoming workshop by Friday.
یادتان نرود که تا جمعه برای کارگاه آینده ثبتنام کنید.
I have already registered for this class.
من قبلاً برای این کلاس نامنویسی کردهام.
Fourth year students can register first.
دانشجویان سال چهارم میتوانند اول نامنویسی کنند.
She is not registered in our hotel.
در هتل ما نامنویسی نکرده است.
to register a car
اتومبیل را به ثبت رساندن
a registered voter
رأیدهندهی نامنویسیشده
نشان دادن، نمایش دادن، بیان کردن، ابراز کردن، اظهار کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The experimental data failed to register a statistically significant correlation between the two variables, suggesting further research is warranted.
دادههای تجربی نتوانستند همبستگی آماری معنیداری بین دو متغیر را نمایش دهند که نشان میدهد تحقیقات بیشتری لازم است.
A thermometer registers temperature.
حرارتسنج گرما را نشان میدهد.
During the lecture, the professor encouraged students to register their questions and concerns, fostering an interactive learning environment.
در طول سخنرانی، استاد دانشجویان را تشویق کرد تا سوالات و نگرانیهای خود را بیان کنند و یک محیط یادگیری تعاملی را پرورش داد.
His bearing registered intense fear.
رفتار او نشان از ترس شدید داشت.
to register surprise
تعجب از خود نشان دادن
متوجه شدن یا کردن، درک شدن یا کردن، دریافتن
Academics often find it challenging to register the full implications of interdisciplinary research without extensive collaboration.
دانشگاهیان اغلب درک کامل پیامدهای تحقیقات بین رشتهای را بدون همکاری گسترده، چالشبرانگیز مییابند.
I didn't quite register what she said until much later.
من حرف او را تا خیلی بعدتر کاملاً متوجه نشدم.
His name didn't register with me.
اسم او به گوشم آشنا نبود.
In a fast-paced business environment, it is essential for managers to quickly register market shifts and adapt their strategies accordingly.
در یک محیط کسبوکار پرتکاپو، برای مدیران ضروری است که بهسرعت تغییرات بازار را درک کرده و استراتژیهای خود را براساس آن تطبیق دهند.
پست سفارشی کردن
I need to register this important document to ensure its safe delivery.
من باید این سند مهم را پست سفارشی کنم تا از تحویل ایمن آن اطمینان حاصل کنم.
For international correspondence containing sensitive data, it is imperative to register the mail.
برای مکاتبات بینالمللی حاوی اطلاعات حساس، پست سفارشی کردن نامه ضروری است.
دفتر ثبت، ثبت آمار، لیست، فهرست
The municipal council maintains a public register of all planning applications and their current status.
شورای شهر یک دفتر ثبت عمومی از تمام درخواستهای برنامهریزی و وضعیت فعلی آنها را نگهداری میکند.
Please sign your name in the visitor register before entering the building.
لطفاً قبلاز ورود به ساختمان، نام خود را در دفتر ثبت بازدیدکنندگان وارد کنید.
an employment register
فهرست مشاغل
a register of births
دفتر ثبت موالید
دفتر حضوروغیاب
Please sign your name in the register before you leave the class today.
لطفاً قبلاز ترک کلاس امروز، نام خود را در دفتر حضوروغیاب ثبت کنید.
Students are reminded that consistent failure to sign the attendance register may lead to disciplinary action, as outlined in the university's academic regulations.
به دانشجویان یادآوری میشود که عدم امضای مداوم دفتر حضوروغیاب ممکن است منجر به اقدامات انضباطی شود؛ همانطور که در مقررات دانشگاهی ذکر شده است.
The daily register for the morning seminar indicated a consistently high attendance rate, reflecting the students' engagement with the advanced topics discussed.
دفتر حضوروغیاب روزانهی سمینار صبحگاهی نشاندهندهی نرخ حضور مداوم بالا بود که نشاندهندهی مشارکت دانشجویان با مباحث پیشرفتهی مورد بحث بود.
زبانشناسی لحن، سبک زبان
The essay effectively maintains a formal and objective register throughout its analysis of the economic data.
این مقاله در طول تحلیل دادههای اقتصادی، بهطور مؤثری لحنی رسمی و عینی را حفظ میکند.
When speaking to your boss, it's important to use a more formal register than you would with your friends.
هنگام صحبت با رئیستان، مهم است که از لحن رسمیتری نسبت به صحبت با دوستانتان استفاده کنید.
The student was advised to adjust the register of their presentation to be more appropriate for a university seminar.
به دانشجو توصیه شد که سبک زبانی ارائهی خود را طوری تنظیم کند که برای یک سمینار دانشگاهی مناسبتر باشد.
گذشتهی ساده register در زبان انگلیسی registered است.
شکل سوم register در زبان انگلیسی registered است.
شکل جمع register در زبان انگلیسی registers است.
وجه وصفی حال register در زبان انگلیسی registering است.
سومشخص مفرد register در زبان انگلیسی registers است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «register» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/register