آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Chronicle

      ˈkrɑːnɪkl ˈkrɒnɪkl

      گذشته‌ی ساده:

      chronicled

      شکل سوم:

      chronicled

      سوم‌شخص مفرد:

      chronicles

      وجه وصفی حال:

      chronicling

      شکل جمع:

      chronicles

      معنی chronicle | جمله با chronicle

      noun countable

      وقایع‌نامه، رویدادنامه، شرح وقایع (به ترتیب تاریخ)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      This chronicle was written about a thousand years ago.

      این رویدادنامه حدود هزار سال پیش نگاشته شده است.

      The medieval chronicle provided valuable insights into the daily lives and struggles of people during that era.

      وقایع‌نامه‌ی قرون وسطی بینش‌های ارزشمندی در مورد زندگی روزمره و مبارزات مردم در آن دوران را ارائه کرده است.

      noun countable

      شرح، روایت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Friends, listen to the chronicle of my misfortunes.

      دوستان شرح پریشانی من گوش کنید.

      His memoir served as a chronicle of his struggle with addiction.

      خاطرات او روایتی از مبارزه‌‌اش با اعتیاد بود.

      verb - transitive

      به ترتیب تاریخ نوشتن (وقایع)، در رویدادنامه ثبت کردن

      She chronicles her daily activities.

      فعالیت‌های روزانه‌اش را به‌ ترتیب تاریخ می‌نویسد.

      He chronicles the events leading up to the war.

      وقایع منتهی به جنگ را در رویدادنامه ثبت می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chronicle

      1. noun account, narrative
        Synonyms:
        story account report record history version narration journal diary recountal register recital archives annals prehistory
      1. verb report, recount
        Synonyms:
        tell relate recount record register narrate set down enter
        Antonyms:
        hide secret

      سوال‌های رایج chronicle

      گذشته‌ی ساده chronicle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده chronicle در زبان انگلیسی chronicled است.

      شکل سوم chronicle چی میشه؟

      شکل سوم chronicle در زبان انگلیسی chronicled است.

      شکل جمع chronicle چی میشه؟

      شکل جمع chronicle در زبان انگلیسی chronicles است.

      وجه وصفی حال chronicle چی میشه؟

      وجه وصفی حال chronicle در زبان انگلیسی chronicling است.

      سوم‌شخص مفرد chronicle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد chronicle در زبان انگلیسی chronicles است.

      ارجاع به لغت chronicle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chronicle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chronicle

      لغات نزدیک chronicle

      • - chronic
      • - chronic inflammation
      • - chronicle
      • - chronicler
      • - chronicles
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      suppisitive slash pocket quinquefoliolate picul malamute conceivability Alzheimer's disease amazon anaheim analcite at the market atrioventricular avg ridged reviewer رشته پرستاری رفتار خوب رواقی روزافزون دل به حال کسی سوختن زنده کردن خاطره زیرانداز زیردست زیرکی زیر نویس فیلم سالاد سالاد میوه سرزمین سفر دوستی سنگ لاجورد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.