آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۳

      Paper

      ˈpeɪpər ˈpeɪpə

      گذشته‌ی ساده:

      papered

      شکل سوم:

      papered

      سوم‌شخص مفرد:

      papers

      وجه وصفی حال:

      papering

      شکل جمع:

      papers

      معنی paper | جمله با paper

      noun countable uncountable A1

      کاغذ، ورقه، ورق کاغذ، روزنامه، مقاله، رساله، جواز، پروانه، سند، مدرک، یادداشت، تکلیف

      paper, کاغذ، ورقه، ورق کاغذ، روزنامه، مقاله، رساله، جواز، پروانه، سند، مدرک، یادداشت، تکلیف
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      That plan looked good on paper, but it did not work at all.

      آن نقشه روی کاغذ خوب به‌نظر می‌رسید؛ ولی اصلاً موفقیت‌آمیز نبود.

      paper thin

      به نازکی کاغذ

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the paper strength of an army

      قدرت ارتش طبق اسناد و ارقام (نه در عمل)

      our company's paper losses

      زیان‌های شرکت ما طبق دفاتر

      paper promises

      قول‌های روی کاغذ (نه واقعی)

      paper mill

      کارخانه‌ی کاغذ‌سازی

      paper plate

      بشقاب مقوایی

      paper towel

      حوله‌ی کاغذی

      paper napkin

      دستمال کاغذی

      term paper

      تکلیف میان ترم

      Students can take either a paper in Latin or a paper in Greek.

      شاگردان می‌توانند امتحان کتبی لاتین و یا امتحان کتبی یونانی را انتخاب کنند.

      a blank piece of paper

      یک تکه کاغذ سفید

      commercial papers

      اوراق بهادار بازرگانی

      short-term papers

      اسناد بهادار کوتاه مدت

      the monthly paper of our college

      ماه‌نامه‌ی دانشکده‌ی ما

      church paper

      نشریه‌ی کلیسا

      His son published his papers in three volumes.

      پسرش یادداشتهای او را در سه جلد چاپ کرد.

      paper stand

      دکه‌ی روزنامه‌فروش

      paper carrier

      روزنامه‌رسان

      His picture was printed in all the papers.

      عکس او در همه‌ی روزنامه‌ها چاپ شد.

      a daily paper

      روزنامه‌ی یومیه

      They were forced to flee the country without their papers.

      مجبور شدند که بدون اوراق و اسناد خود از کشور بگریزند.

      an officer's papers

      اوراق هویت افسر

      Jaffar's immigration papers

      اوراق مهاجرت جعفر

      a sheet of paper

      یک ورق کاغذ

      to put pen to paper

      قلم بر کاغذ نهادن، نوشتن

      verb - transitive

      روی کاغذ نوشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      verb - transitive

      با کاغذ پوشاندن

      to paper a room

      اتاقی را کاغذ دیواری کردن

      The room was covered with pictorial papers.

      کاغذ دیواری مصور اتاق را پوشانده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد paper

      1. noun legal document
        Synonyms:
        file record data instrument contract letter order voucher certificate will deed warrant bill writings id diploma grant testimony credentials visa passport citation summons subpoena plea writ token certification identification papers documentation affidavit archive letters dossier diaries indictment
      1. noun document
        Synonyms:
        file record data documentation certificate id contract credentials diploma deed voucher warrant passport instrument grant order bill citation summons subpoena testimony identification papers affidavit dossier archive writings letters token will plea visa diaries indictment certification
      1. adjective thin, flimsy
        Synonyms:
        insubstantial disposable paper-thin papery wafer-thin cardboard
        Antonyms:
        thick
      1. noun newspaper
        Synonyms:
        daily journal gazette news rag organ weekly
      1. noun thesis, article
        Synonyms:
        essay study report theme analysis assignment composition examination script dissertation critique monograph treatise
      1. noun material upon which one writes
        Synonyms:
        sheet note card pad stationery note pad note card poster tissue rag letterhead newsprint filing card parchment vellum papyrus onion skin
      1. verb line with material
        Synonyms:
        cover wallpaper line paste up plaster hang
        Antonyms:
        strip peal unline

      Phrasal verbs

      paper over

      (اختلافات یا عیوب یا اشکالات و غیره) پرده‌پوشی کردن، ماست‌مالی کردن

      Idioms

      not worth the paper it's written on

      (قرارداد یا دست‌نوشته) بی‌اعتبار، بی‌ارزش

      on paper

      به‌صورت دست‌نوشته یا چاپ‌شده، روی کاغذ (نه در عمل یا واقع)

      سوال‌های رایج paper

      معنی paper به فارسی چی میشه؟

      واژه "paper" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای متعددی دارد که بسته به زمینه می‌تواند تغییر کند. در اینجا به مهم‌ترین معانی و توضیحات مرتبط با این واژه پرداخته می‌شود.

      1. کاغذ (Paper): یکی از معانی اصلی کلمه "paper"، کاغذ به معنای ماده‌ای است که برای نوشتن، چاپ کردن یا بسته‌بندی استفاده می‌شود. کاغذ معمولاً از الیاف گیاهی تهیه می‌شود و در انواع مختلفی مانند کاغذ سفید، کاغذ کاهی، کاغذ رنگی و کاغذ مخصوص چاپ وجود دارد. جالب است بدانید که تاریخچه تولید کاغذ به بیش از ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد برمی‌گردد و چین به عنوان مهد تولید کاغذ شناخته می‌شود.

      2. مقاله علمی (Research Paper): در زمینه‌های علمی و دانشگاهی، "paper" به معنای مقاله‌ای است که نتایج یک تحقیق یا مطالعه را ارائه می‌دهد. این نوع مقالات معمولاً شامل مقدمه، روش‌شناسی، نتایج و بحث هستند و برای انتشار در مجلات علمی آماده می‌شوند. نوشتن یک مقاله علمی نیازمند دقت و رعایت اصول نگارشی خاصی است و پژوهشگران باید به منابع معتبر استناد کنند.

      3. گزارش (Report): در برخی زمینه‌ها، "paper" به معنای گزارشی است که اطلاعات خاصی را در مورد یک موضوع خاص ارائه می‌دهد. این نوع گزارش‌ها می‌توانند شامل تجزیه و تحلیل داده‌ها، بررسی وضعیت یک پروژه یا تحلیل روندهای بازار باشند.

      4. مدرک تحصیلی (Diploma or Certificate): در برخی موارد، "paper" به معنی مدرکی است که به دانش‌آموزان یا دانشجویان پس از اتمام یک دوره آموزشی اعطا می‌شود. این مدرک می‌تواند نشان‌دهنده سطح تحصیلات فرد باشد و در موارد استخدام و ادامه تحصیل اهمیت زیادی دارد.

      5. نکات جالب:

      - کاغذ از زمان‌های قدیم به عنوان یک وسیله ارتباطی بسیار مهم بوده و در فرهنگ‌های مختلف به شکل‌های گوناگون مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

      - در دنیای دیجیتال امروز، با وجود پیشرفت فناوری و ظهور رسانه‌های الکترونیکی، کاغذ هنوز هم نقشی اساسی در زندگی روزمره ما دارد.

      - اصطلاح "paper trail" به معنای مجموعه‌ای از مدارک و اسناد است که می‌تواند در پیگیری اطلاعات و شفافیت مالی کمک کند.

      - در برخی کشورها، مانند ژاپن، هنر اوریگامی (کاغذسازی) به شکل یک هنر سنتی و زیبا شناخته می‌شود و در آن کاغذ به اشکال مختلفی تا می‌شود.

      گذشته‌ی ساده paper چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده paper در زبان انگلیسی papered است.

      شکل سوم paper چی میشه؟

      شکل سوم paper در زبان انگلیسی papered است.

      شکل جمع paper چی میشه؟

      شکل جمع paper در زبان انگلیسی papers است.

      وجه وصفی حال paper چی میشه؟

      وجه وصفی حال paper در زبان انگلیسی papering است.

      سوم‌شخص مفرد paper چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد paper در زبان انگلیسی papers است.

      ارجاع به لغت paper

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «paper» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/paper

      لغات نزدیک paper

      • - papaya
      • - papeete
      • - paper
      • - paper advance
      • - paper bag
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      handle a competition handle a difficult situation hematein gulosity guayaquil greenskeeper traffic plow back in bowing attraction pescatarian Silicon Valley pestilence pharmacology phonics بوف بی انرژی بی سر و صدا بیشتر اوقات بیمه کردن بیمه نامه بی آبی بی‌ادب بی دقت بی دقتی بی‌رحم بی‌هویت تابیدن تاکید کردن تاکستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.