آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Instrument

      ˈɪnstrəmənt ˈɪnstrəmənt

      شکل جمع:

      instruments

      معنی instrument | جمله با instrument

      noun countable A2

      آلت، اسباب، ادوات، وسیله، آلت دست

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      string instruments

      سازهای زهی

      A flute is a wind instrument.

      فلوت یک ساز بادی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The university is an instrument for the dissemination of learning.

      دانشگاه وسیله‌ای برای اشاعه دانش است.

      He has become an instrument of his uncle.

      او آلت دست عمویش شده است.

      He turned the party into an instrument of personal power.

      او حزب را تبدیل به وسیله‌ی قدرت شخصی خود کرد.

      instruments of torture

      آلات شکنجه

      noun countable

      حقوق سند، قباله، قرارداد، مدرک قانونی، (بازرگانی و امور مالی) حواله‌ی کتبی، دستور پرداخت، دستاویز

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      He signed the instrument of sale.

      او سند فروش را امضا کرد.

      negotiable instruments

      اوراق قابل خریدوفروش

      noun

      دستگاه مهار، دستگاه سویاب، دستگاه جایاب، دستگاه هدایت

      navigational instruments

      دستگاه‌های ناوبری

      noun

      ابزار (به ویژه برای کارهای حساس یا کارهای علمی و هنری)، کارافزار، (به ویژه در هواپیما و موشک و غیره)

      surgical instruments

      ابزار جراحی

      a missile's sensitive instruments

      دستگاه‌های حساس موشک

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      mechanical instruments

      ابزار مکانیکی

      verb - transitive

      دارای وسیله یا ابزار یا ساز (و غیره) کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد instrument

      1. noun tool, implement
        Synonyms:
        implement device machine equipment utensil gadget gear mechanism apparatus machinery tackle appliance gizmo contraption contrivance paraphernalia doodad
      1. noun means, agent
        Synonyms:
        medium channel vehicle factor agent force mechanism organ instrumentality agency wherewithal material ministry
        Antonyms:
        end

      سوال‌های رایج instrument

      شکل جمع instrument چی میشه؟

      شکل جمع instrument در زبان انگلیسی instruments است.

      ارجاع به لغت instrument

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «instrument» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/instrument

      لغات نزدیک instrument

      • - instructor
      • - instructress
      • - instrument
      • - instrument flying
      • - instrument landing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.