آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ تیر ۱۴۰۴

    Utensil

    juːˈtensl juːˈtensl

    شکل جمع:

    utensils

    معنی utensil | جمله با utensil

    noun countable

    لوازم آشپزخانه، وسایل، اسباب، ظروف

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    cooking utensils

    وسائل پخت و پز

    farming utensils

    ابزار کشاورزی

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد utensil

    1. noun tool, usually for eating
      Synonyms:
      knife fork spoon silverware tableware implement instrument device equipment gadget ware appliance convenience contrivance apparatus

    سوال‌های رایج utensil

    معنی utensil به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «Utensil» در زبان فارسی به «ظرف» یا «ابزار» ترجمه می‌شود، اما معمولاً منظور از آن «ابزار آشپزخانه» یا «وسایل مورد استفاده در آشپزی و خوردن» است.

    واژه‌ی «utensil» به اشیاء و ابزارهایی اطلاق می‌شود که برای انجام کارهای خاص، به ویژه در آشپزخانه، به‌کار می‌روند. این ابزارها می‌توانند شامل قاشق، چنگال، چاقو، کفگیر، قابلمه، ماهیتابه، و سایر وسایل مشابه باشند. در واقع، utensil به مجموعه‌ای از وسایل کاربردی گفته می‌شود که به کمک آن‌ها فرآیند آماده‌سازی، پخت‌وپز، سرو غذا، یا حتی تمیزکاری انجام می‌گیرد. این کلمه غالباً در متون رسمی، کتاب‌های آموزشی آشپزی، و فروشگاه‌های مربوط به لوازم خانگی به‌کار می‌رود.

    از نظر تاریخی، utensilها بخش مهمی از فرهنگ‌های مختلف را تشکیل داده‌اند. هر تمدن و هر دوره‌ای، ابزار خاصی را برای تهیه و مصرف غذا توسعه داده است که نشان‌دهنده‌ی سطح فناوری، ذائقه‌ی مردم، و حتی ارزش‌های اجتماعی آن جامعه بوده است. به‌عنوان مثال، در برخی فرهنگ‌ها استفاده از چوب یا سنگ برای ساخت utensil رایج بوده، در حالی که در فرهنگ‌های دیگر فلزات یا سرامیک کاربرد بیشتری داشته‌اند. این ابزارها نه تنها کارایی بلکه جنبه‌های هنری و زیبایی‌شناسی نیز داشته‌اند.

    از منظر کاربردی، utensilها نقش کلیدی در حفظ بهداشت و ایمنی غذایی دارند. استفاده از ابزارهای مناسب و تمیز، فرآیند پخت و سرو غذا را بهینه می‌کند و احتمال انتقال آلودگی‌ها را کاهش می‌دهد. به همین دلیل، انتخاب و نگهداری درست utensilها اهمیت زیادی در آشپزخانه‌های حرفه‌ای و خانگی دارد. همچنین، با پیشرفت فناوری، utensilهای مدرن با مواد مقاوم‌تر، طراحی ارگونومیک، و قابلیت‌های خاص تولید می‌شوند که کار آشپزی را آسان‌تر و سریع‌تر می‌کنند.

    در بازار مصرف، utensilها به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند: وسایل دستی که برای انجام کارهای خاص به دست انسان نیاز دارند، و وسایل برقی که با انرژی الکتریکی کار می‌کنند، مانند مخلوط‌کن، چرخ‌گوشت، یا خردکن. این تقسیم‌بندی نشان‌دهنده‌ی تنوع و گستردگی این واژه در دنیای مدرن است و همچنین اهمیت utensilها را در زندگی روزمره به خوبی نشان می‌دهد.

    از نظر فرهنگی و زبانی، کلمه‌ی utensil در ادبیات و گفتار روزمره گاهی به‌صورت استعاری یا کنایی نیز به‌کار می‌رود تا به ابزاری برای انجام کاری خاص یا وسیله‌ای که به کمک آن هدفی حاصل می‌شود اشاره کند. اما کاربرد اصلی آن، مربوط به وسایل آشپزی و سرو غذا است و یکی از واژگان کلیدی در حوزه‌های مرتبط با خانه‌داری، آشپزی و صنایع غذایی به شمار می‌آید.

    شکل جمع utensil چی میشه؟

    شکل جمع utensil در زبان انگلیسی utensils است.

    ارجاع به لغت utensil

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «utensil» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/utensil

    لغات نزدیک utensil

    • - UTC
    • - ute
    • - utensil
    • - uterine
    • - utero-
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.