به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Appliance

əˈplaɪəns əˈplaɪəns
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    appliances

معنی و نمونه‌جمله

  • noun C1
    اسباب، آلت، وسیله، تمهید، اختراع، تعبیه
    • - Refrigerators, irons, etc. are household appliances.
    • - یخچال و اطو و غیره وسایل خانگی هستند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد appliance

  1. noun machine, usually with domestic purpose
    Synonyms: apparatus, device, gadget, implement, instrument, mechanism, tool

ارجاع به لغت appliance

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «appliance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/appliance

لغات نزدیک appliance

پیشنهاد بهبود معانی