Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ خرداد ۱۴۰۴

      Material

      məˈtɪriəl məˈtɪəriəl

      شکل جمع:

      materials

      صفت تفضیلی:

      more material

      صفت عالی:

      most material

      معنی material | جمله با material

      noun countable B2

      ماده، (در جمع) مواد

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      a dark hard material

      ماده‌ی سخت و سیاه

      Iron is the main material in making cars.

      در ساختن اتومبیل آهن ماده‌ی اصلی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The artist used unique and unconventional materials to create her abstract sculptures.

      این هنرمند از مواد منحصر‌به‌فرد و غیرمتعارف برای خلق مجسمه‌های انتزاعی‌اش استفاده کرده است.

      raw materials

      مواد خام

      noun countable uncountable

      مطلب، اطلاعات، داده‌ (تلویزیون و رادیو و روزنامه و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Before writing you must verify your material.

      پیش از نگارش باید صحت‌وسقم مطالب خود را معلوم کنی.

      He is gathering new material for his novel.

      او مشغول گردآوری مطالب تازه‌ای برای رمان خود است.

      noun countable uncountable

      پارچه

      It is made of woolen material.

      از پارچه‌ی پشمی ساخته شده‌ است.

      She chose a durable and water-resistant material for her jacket.

      او پارچه‌ای بادوام و مقاوم در برابر آب را برای ژاکت خود انتخاب کرد.

      noun plural

      (materials) ابزار، مصالح، وسایل

      construction materials

      مصالح ساختمانی

      writing materials

      لوازم‌التحریر

      adjective

      مادی، مربوط به ماده، جسمی، جسمانی، مربوط به بدن، این‌جهانی

      the material aspects of being

      جنبه‌های مادی وجود

      material and spiritual forces

      نیروهای مادی و معنوی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the material world

      جهان مادی

      material objects

      چیزهای مادی

      the material nature of fire

      ماهیت مادی آتش

      material pleasures

      لذت‌های جسمی

      material comforts

      راحتی‌های جسمانی

      adjective formal

      مهم، اساسی،، عمده

      a material difference

      تفاوت اساسی

      adjective

      حقوق سرنوشت‌ساز (تعیین‌کننده‌ی نتیجه‌ی دادرسی و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      a material witness

      شاهدی که گواهی او سرنوشت‌ساز است

      noun

      آدم مناسب (برای کاری)

      I'm not university material.

      به درد دانشگاه نمی‌خورم.

      He is not officer material.

      او به درد افسری ارتش نمی‌خورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد material

      1. adjective bodily, tangible
        Synonyms:
        physical real actual concrete substantial tangible corporeal objective sensible fleshly earthly worldly palpable animal carnal appreciable perceptible true incarnate nonspiritual phenomenal
        Antonyms:
        mental intangible incorporeal ethereal
      1. adjective important, relevant
        Synonyms:
        relevant significant essential vital key serious considerable substantial fundamental meaningful grave weighty consequential indispensable primary pertinent applicable big germane apposite apropos pointful applicative intrinsic ad rem
        Antonyms:
        unimportant irrelevant immaterial unsubstantial
      1. noun matter, fabric
        Synonyms:
        stuff thing body substance element component object fabric textile goods equipment supply staple stock ingredient constituent machinery gear tackle outfit crop bolt being entity individual habiliments paraphernalia
      1. noun written matter
        Synonyms:
        information text reading data notes facts evidence work

      لغات هم‌خانواده material

      noun
      material, materialism, materialist, materialization
      adjective
      material, immaterial, materialistic, materialist
      verb - intransitive
      materialize
      adverb
      materialistically, materially

      سوال‌های رایج material

      معنی material به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی material در زبان فارسی به «ماده»، «مصالح» یا بسته به زمینه، «جنس»، «مواد»، «محتوا» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «material» یکی از کلمات چندمعنایی در زبان انگلیسی است که در حوزه‌های مختلف علمی، صنعتی، آموزشی و حتی فلسفی، معانی و کاربردهای گوناگونی دارد. در معنای اصلی و فیزیکی آن، material به ماده‌ای گفته می‌شود که برای ساختن چیزی استفاده می‌شود. این معنا در رشته‌هایی مانند مهندسی، معماری، فیزیک، و صنایع تولیدی بسیار رایج است و معادل‌هایی چون «مصالح» یا «مواد اولیه» برای آن در فارسی استفاده می‌شود.

      در صنعت ساخت‌وساز، material به تمام موادی اطلاق می‌شود که برای ایجاد سازه‌ها، بناها یا ابزارها مورد استفاده قرار می‌گیرند، مانند چوب، فلز، بتن، شیشه، یا آجر. شناخت نوع material، خواص آن (مثل مقاومت، وزن، قابلیت هدایت گرما یا الکتریسیته، دوام در برابر رطوبت و...) برای مهندسان و معماران حیاتی است. انتخاب مناسب مصالح می‌تواند تأثیر مستقیمی بر کارایی، هزینه، زیبایی و ایمنی پروژه داشته باشد.

      در علم فیزیک و شیمی، material به معنای عام «ماده» به‌کار می‌رود، یعنی هر چیزی که جرم دارد و فضا اشغال می‌کند. این تعریف شامل گازها، مایعات و جامدات می‌شود. پژوهشگران در حوزه‌هایی مانند نانوفناوری، علم مواد (Materials Science)، یا مهندسی مواد، بر روی ویژگی‌ها و ساختارهای ذره‌ای مواد مطالعه می‌کنند تا بتوانند از آن‌ها در فناوری‌های نوین استفاده کنند.

      در حوزه‌ی آموزش و یادگیری، material به معنای «محتوا» یا «مواد آموزشی» است. برای مثال، عبارت educational material یا learning materials به کتاب‌ها، جزوات، ویدیوها و دیگر ابزارهایی گفته می‌شود که برای تدریس یا مطالعه طراحی شده‌اند. در اینجا، material دیگر به یک ماده‌ی فیزیکی اشاره ندارد، بلکه به محتوای فکری یا اطلاعاتی اشاره می‌کند که به یادگیری کمک می‌کند.

      از منظر فلسفی، به‌ویژه در مکتب‌های ماتریالیستی، واژه‌ی «material» به امور مادی و محسوس در برابر امور معنوی یا ذهنی اشاره دارد. در این بافت، جهان «مادی» نقطه‌ی مقابل جهان «معنوی» یا «روحانی» قرار می‌گیرد. برخی مکاتب، مانند ماتریالیسم دیالکتیکی، بر این باورند که ماده اساس هستی است و ذهن و آگاهی نیز از ماده پدید می‌آید.

      با توجه به چندبُعدی بودن این واژه، در هنگام ترجمه یا استفاده از آن، توجه به زمینه‌ی کاربرد آن ضروری است تا معادل دقیق و مناسبی در فارسی انتخاب شود.

      شکل جمع material چی میشه؟

      شکل جمع material در زبان انگلیسی materials است.

      صفت تفضیلی material چی میشه؟

      صفت تفضیلی material در زبان انگلیسی more material است.

      صفت عالی material چی میشه؟

      صفت عالی material در زبان انگلیسی most material است.

      ارجاع به لغت material

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «material» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/material

      لغات نزدیک material

      • - materfamilias
      • - materia medica
      • - material
      • - materialism
      • - materialist
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.