آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Serious

      ˈsɪriəs ˈsɪəriəs

      صفت تفضیلی:

      more serious

      صفت عالی:

      most serious

      معنی serious | جمله با serious

      adjective B1

      جدی، مهم، خطیر، سخت، خطرناک، وخیم

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      I am serious, I am not going.

      بی‌شوخی می‌گویم من رفتنی نیستم.

      a serious problem

      مسئله‌ی خطیر

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He takes serious interest in the theater.

      او علاقه‌ی جدی به تئاتر دارد.

      a serious illness

      بیماری وخیم

      a serious man

      مرد جدی

      a serious novel

      یک رمان درباره‌ی امور مهم

      a serious wound

      زخم خطرناک

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد serious

      1. adjective somber, humorless
        Synonyms:
        solemn grave earnest thoughtful sober stern grim austere severe staid sedate deliberate resolute determined intent reflective pensive meditative contemplative sincere genuine honest steady weighty unsmiling unhumorous businesslike no-nonsense deadpan pokerfaced long-faced downbeat funereal set resolved bound bound and determined go for broke cold sober
        Antonyms:
        happy funny light flippant
      1. adjective crucial, weighty
        Synonyms:
        important significant major difficult hard tough dangerous grave urgent heavy critical severe meaningful momentous pressing threatening worrying grievous formidable fateful far-reaching of consequence arduous laborious strenuous weighty grim menacing ugly no joke no laughing matter unamusing unhumorous strictly business meaning business playing hard ball out for blood smoking sobering fell operose
        Antonyms:
        unimportant trivial minor light unserious

      لغات هم‌خانواده serious

      noun
      seriousness
      adjective
      serious
      adverb
      seriously

      سوال‌های رایج serious

      صفت تفضیلی serious چی میشه؟

      صفت تفضیلی serious در زبان انگلیسی more serious است.

      صفت عالی serious چی میشه؟

      صفت عالی serious در زبان انگلیسی most serious است.

      ارجاع به لغت serious

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «serious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/serious

      لغات نزدیک serious

      • - seriocomic
      • - serioprallel
      • - serious
      • - serious allegation
      • - Serious Fraud Office
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      expense poop far-reaching fav east etc. etymology ever every everything first and foremost fit up flatterer fluorescent forever and ever (or forever and a day) دختر دایی در اختیار داشتن در بین در حال مرگ در حال کار در خانه در خصوص در راستای در ظاهر در چه مورد رانندگی کردن زبان‌پریشی پیش‌دانشگاهی پیش‌غذا پیش پا افتاده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.