فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Far-reaching

fɑːrˈriːt͡ʃɪŋ fɑːˈriːt͡ʃɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    دوررس، وسیع ،شامل (بسی چیزها)، گسترده، دارای اثر زیاد
    • - The revolution had far-reaching consequences.
    • - انقلاب دارای پیامدهای دور رسی بود.
    • - the far-reaching influence of Ferdowsi on the Persian language
    • - اثر ژرف فردوسی بر زبان پارسی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد far-reaching

  1. adjective broad, widespread
    Synonyms: extensive, far-ranging, important, momentous, pervasive, significant, sweeping, wide
    Antonyms: incomprehensible, insignificant, narrow, trivial, unimportant

ارجاع به لغت far-reaching

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «far-reaching» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/far-reaching

لغات نزدیک far-reaching

پیشنهاد بهبود معانی