آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ اسفند ۱۴۰۳

      Solemn

      ˈsɑːləm ˈsɒləm

      صفت تفضیلی:

      more solemn

      صفت عالی:

      most solemn

      معنی solemn | جمله با solemn

      adjective

      رسمی، موقر، جدی، گرفته، سنگین

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      The room fell silent as the speaker took a solemn tone.

      وقتی سخنران با لحنی جدی صحبت کرد، اتاق ساکت شد.

      She wore a solemn expression during the memorial service.

      او در مراسم یادبود چهره‌ای گرفته داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The solemn atmosphere in the courtroom was palpable.

      جو سنگین در دادگاه قابل لمس بود.

      He took a solemn oath on the Bible.

      از صمیم قلب به انجیل قسم خورد.

      to grow solemn

      حالت جدی به خود گرفتن

      a solemn writ

      حکم رسمی دادگاه

      adjective

      خالصانه، صمیمانه، جدی، باصداقت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The witness gave a solemn oath to tell the truth.

      شاهد، سوگندی خالصانه خورد که حقیقت را بگوید.

      It was a solemn promise, made with deep sincerity.

      این، قولی جدی بود که با صمیمیت عمیق داده شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a solemn promise

      قول صمیمانه

      adjective

      باشکوه، باعظمت، باابهت، روح‌انگیز

      The cathedral’s solemn architecture left visitors in awe.

      معماری باعظمت کلیسا، بازدیدکنندگان را شگفت‌زده کرد.

      The solemn grandeur of the vast desert at sunset was mesmerizing.

      عظمت باشکوه کویر گسترده در غروب آفتاب، چشم‌نواز بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      these solemn scenes

      این مناظر پرشکوه

      at this solemn moment

      در این لحظه‌ی خطیر

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد solemn

      1. adjective quiet, serious
        Synonyms:
        serious thoughtful grave sober earnest intense stern heavy reflective pensive dignified sedate somber staid glum moody downbeat brooding austere portentous deliberate no-nonsense no fooling matter of life and death cold sober funereal weighty
        Antonyms:
        funny light laughing frivolous
      1. adjective impressive, sacred
        Synonyms:
        grand imposing majestic dignified formal conventional religious holy sacred ceremonial ceremonious devotional hallowed reverential sanctified venerable divine grave full momentous overwhelming august awe-inspiring stately ostentatious plenary ritual
        Antonyms:
        ordinary unimpressive insignificant usual unsacred

      سوال‌های رایج solemn

      صفت تفضیلی solemn چی میشه؟

      صفت تفضیلی solemn در زبان انگلیسی more solemn است.

      صفت عالی solemn چی میشه؟

      صفت عالی solemn در زبان انگلیسی most solemn است.

      ارجاع به لغت solemn

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «solemn» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/solemn

      لغات نزدیک solemn

      • - solecistic
      • - solely
      • - solemn
      • - solemn (high) mass
      • - solemn vow
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ratbite fever sculpturesque wedded ignominious magnetizing force last name originally pay attention hardwood percent spare part watch TV their quite puerto rico رسومی کفگیر ماه‌گرفتگی ریم‌آهن احسان کردن حفاظت روزت مبارک روزنه ذوق‌زده حشره‌خوار دوجین ستاندن سرانجام سرزنش سرمشق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.