آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Rag

      ræɡ ræɡ

      شکل جمع:

      rags

      معنی rag | جمله با rag

      noun adverb

      کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بی‌مصرف شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      I cleaned the table with a (piece of) rag.

      با کهنه میز را گردگیری کردم.

      a beggar in rags

      گدای ژنده‌پوش

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Money and fame are but rags.

      پول و شهرت ارزشی ندارد.

      a rag doll

      عروسک پارچه‌ای

      the rag trade

      خرید‌وفروش لباس زنانه

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rag

      1. noun torn and ragged clothing.
        Synonyms:
        scrap fragment remnant tatter shred
      1. verb to tease or mock good-humoredly
        Synonyms:
        tease joke kid annoy bother irritate vex banter taunt nag rile rib chaff ride scold chide rebuke reprimand lecture berate remonstrate razz josh jive get to nettle jaw chafe gravel devil get-at call down nark trounce lambaste lambast bawl out dress down chew out call-on-the-carpet take-to-task chew-up have-words reproof
      1. verb harass with persistent criticism or carping
        Synonyms:
        tease taunt bait ride torment frustrate bedevil dun twit rally razz tantalize tantalise crucify cod
      1. noun music with a syncopated melody (usually for the piano)
        Synonyms:
        ragtime
      1. noun A week at British universities during which side-shows and processions of floats are organized to raise money for charities
        Synonyms:
        rag-week

      Idioms

      chew the rag

      (عامیانه) صحبت دوستانه کردن، اختلاط کردن

      سوال‌های رایج rag

      شکل جمع rag چی میشه؟

      شکل جمع rag در زبان انگلیسی rags است.

      ارجاع به لغت rag

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rag» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rag

      لغات نزدیک rag

      • - rafting
      • - raftsman
      • - rag
      • - rag doll
      • - rag rug
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      apo be bin cath pachuco chrono- cis co-op retina plan hydroxy icosi- il imino infra سماط سوهان خوش‌سازمان داروی هوش‌بری در چنگال درم‌سرا دره‌گذر دسی‌لیتر دل‌شادی دی‌اکسید دیدافزار رطوبت‌سنج رقص‌آرایی رنگ‌رفتگی رویداد ساختگی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.