آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Joke

      dʒoʊk dʒəʊk

      گذشته‌ی ساده:

      joked

      شکل سوم:

      joked

      سوم‌شخص مفرد:

      jokes

      وجه وصفی حال:

      joking

      شکل جمع:

      jokes

      معنی joke | جمله با joke

      noun countable B1

      لطیفه، جوک، شوخی

      The joke that my friend told at the party was so funny that I couldn't stop laughing for minutes.

      لطیفه‌ای که دوستم در مهمانی گفت آن‌قدر خنده‌دار بود که برای دقایقی نمی‌توانستم جلوی خنده‌ام را بگیرم.

      I love watching stand-up comedians because they always come up with the funniest jokes.

      عاشق تماشای استندآپ کمدین‌ها هستم چون آن‌ها همیشه خنده‌دارترین جوک‌ها را بیان می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a dirty joke

      شوخی مستهجن

      The comedian's joke about marriage had the entire crowd roaring with laughter.

      شوخی این کمدین در مورد ازدواج باعث شد که تمام جمعیت از خنده روده‌بر شوند.

      He can't take a joke.

      او از شوخی خوشش نمی‌آید (شوخی سرش نمی‌شود).

      a practical joke

      شوخی عملی

      noun informal

      مضحکه، مایه‌ی خنده، جوک (شخص یا چیز به دلیل بد بودن یا احمقانه بودن)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      He is the joke of the whole town.

      او مایه‌ی خنده‌ی تمام شهر است.

      The team's performance in the game was a joke.

      عملکرد تیم در این بازی مضحکه بود.

      verb - intransitive

      جوک گفتن، لطیفه گفتن

      They spent all their time joking and laughing.

      آن‌ها همه‌ی وقت خود را به جوک گفتن و خنده گذراندند.

      She has a natural ability to joke in any situation.

      او توانایی طبیعی لطیفه گفتن در هر شرایطی را دارد.

      verb - intransitive

      شوخی کردن، مزاح کردن، مزه‌ ریختن

      They joked about their mothers-in-law.

      آن‌ها درباره‌ی مادرزن‌های خود شوخی می‌کردند.

      This is not a joking matter!

      این مطلب شوخی برنمی‌دارد!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A funeral gathering is no place for joking!

      مجلس ختم جای شوخی کردن نیست!

      "You've won a million!" He joked.

      به شوخی گفت: «یک میلیون برده‌ای!»

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد joke

      1. noun fun, quip
        Synonyms:
        play humor jest gag trick prank lark sport mischief game quip pleasantry frolic caper escapade revel shenanigan antics caper horseplay clowning farce parody burlesque drollery witticism wisecrack pun repartee epigram one-liner chestnut saw yarn rib sally stunt gambol whimsy vagary caprice quirk put-on monkeyshine tomfoolery raillery mummery buffoonery shaggy-dog story snow job payoff hoodwinking ha-ha bon mot
      1. noun person that is made fun of
        Synonyms:
        target fool clown mockery buffoon butt laughingstock goat sport simpleton derision jestee jackass
      1. verb kid, tease
        Synonyms:
        tease fool trick mock taunt deceive ridicule banter jest josh rib spoof rag roast needle jape quip pun jive put on sport play fun laugh frolic revel gambol play tricks poke fun horse around kid around make merry wisecrack pull one’s leg play the clown
        Antonyms:
        be serious

      Collocations

      no joke

      مطلب یا چیز جدی، بی‌شوخی

      Idioms

      you must be joking

      حتماً شوخیت گرفته، داری منو دست می‌ندازی، جدی می‌گی، شوخی می‌کنی

      لغات هم‌خانواده joke

      noun
      joke, joker, jokiness, jocularity
      adjective
      jokey, jocular
      verb - intransitive
      joke
      adverb
      jokingly, jokily, jocularly

      سوال‌های رایج joke

      گذشته‌ی ساده joke چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده joke در زبان انگلیسی joked است.

      شکل سوم joke چی میشه؟

      شکل سوم joke در زبان انگلیسی joked است.

      شکل جمع joke چی میشه؟

      شکل جمع joke در زبان انگلیسی jokes است.

      وجه وصفی حال joke چی میشه؟

      وجه وصفی حال joke در زبان انگلیسی joking است.

      سوم‌شخص مفرد joke چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد joke در زبان انگلیسی jokes است.

      ارجاع به لغت joke

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «joke» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/joke

      لغات نزدیک joke

      • - joist
      • - jojoba
      • - joke
      • - joker
      • - jokester
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.