شکل جمع:
whimsiesشکل نوشتاری دیگر این لغت: whimsey
چیزی تخیلی، چیزی عجیبوغریب، چیزی غیرعادی
Her story was full of whimsy, transporting readers to a magical land of make-believe.
داستان او پر از چیزهای تخیلی بود و خوانندگان را به سرزمینی جادویی و خیالی میبرد.
While some critics lauded the film's artistic whimsy, others found its departure from realism to be distracting.
درحالیکه برخی منتقدان فیلم را بهخاطر چیزهای غیرعادی هنریاش تحسین کردند، اما برخی دیگر انحراف آن از واقعگرایی را حواسپرتکننده دانستند.
The author's unique narrative style is often characterized by its pervasive whimsy, which contributes to the fantastical nature of the literary work.
سبک روایی منحصربهفرد نویسنده اغلب با چیزهای تخیلی فراگیر آن مشخص میشود که به ماهیت فانتزی اثر ادبی کمک میکند.
انگلیسی بریتانیایی بوالهوسی، هوس
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She bought the bright pink hat on a sudden whim, not because she needed it.
او آن کلاه صورتی روشن را از روی بوالهوسی ناگهانی خرید، نه به این دلیل که به آن نیاز داشت.
The architect's design, though seemingly a product of personal whim, incorporated principles of sustainable urban development, making it both innovative and practical.
طراحی معمار، اگرچه بهظاهر محصول بوالهوسی شخصی بود، اما اصول توسعهی پایدار شهری را در خود جای داده بود و آن را هم نوآورانه و هم کاربردی میساخت.
شکل جمع whimsy در زبان انگلیسی whimsies است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «whimsy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/whimsy