آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

      Fool

      fuːl fuːl

      گذشته‌ی ساده:

      fooled

      شکل سوم:

      fooled

      سوم‌شخص مفرد:

      fools

      وجه وصفی حال:

      fooling

      شکل جمع:

      fools

      معنی fool | جمله با fool

      noun countable B1

      آدم نادان، آدم احمق، آدم ابله، آدم دیوانه، آدم مسخره، آدم خل‌وجل، آدم مشنگ

      CEFR
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج ۳۰ سوال · رایگان · نتیجه فوری
      شروع تست

      It would be a fool's errand to attempt such a complex scientific experiment without proper preliminary research.

      تلاش برای انجام چنین آزمایش علمی پیچیده‌ای بدون تحقیقات مقدماتی مناسب، کار یک آدم نادان خواهد بود.

      Only a fool would invest all their capital in a single, unproven startup without diversifying their portfolio.

      فقط یک آدم احمق تمام سرمایه‌ی خود را در یک استارتاپ واحد و اثبات‌نشده بدون متنوع‌سازی سبد سهام خود سرمایه‌گذاری می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I never thought he would be such a fool.

      هرگز فکر نمی‌کردم این چنین احمق باشد.

      Don't be a fool!

      خر نباش!

      a dancing fool

      دیوانه‌ی رقص

      No offense, I was only fooling!

      به تو برنخورد، داشتم شوخی می‌کردم!

      noun countable

      قدیمی آدم لوده، آدم دلقک (برای خنداندن درباریان)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      the fool in king Lear's court

      لوده‌ی دربار شاه لیر

      In many historical accounts of medieval courts, the fool often served as a critical commentator on societal norms, using humor to convey serious messages.

      در بسیاری از روایات تاریخی دربار قرون‌وسطی، دلقک اغلب به‌عنوان مفسری انتقادی بر هنجارهای اجتماعی عمل می‌کرد و از طنز برای انتقال پیام‌های جدی استفاده می‌نمود.

      noun countable uncountable C1

      انگلیسی بریتانیایی غذا و آشپزی میوه پودینگ میوه، دسر میوه‌ای (‫شیرینی‌ای متشکل از میوه‌ی خردشده، خامه و شکر‬)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      In this lecture, we will explore the historical evolution of desserts, from simple fruit tarts to more complex preparations like the classic fool.

      در این سخنرانی ما تکامل تاریخی دسرها را بررسی خواهیم کرد؛ از تارت‌های میوه‌ای ساده گرفته تا دسرهای پیچیده‌تر مانند پودینگ میوه‌ای کلاسیک.

      The professor elaborated on how the composition of a traditional fool, typically involving stewed fruit and whipped cream, reflects historical dietary practices.

      پروفسور توضیح داد که چگونه ترکیب یک پودینگ میوه‌ای سنتی که معمولاً شامل میوه‌ی پخته‌شده و خامه‌ی فرم‌گرفته است، منعکس‌کننده‌ی عادات غذایی تاریخی است.

      verb - intransitive verb - transitive B2

      گول زدن، فریب دادن، نیرنگ زدن، خر کردن

      Don't let the children fool with it.

      نگذار بچه‌ها فریب آن را بخورند.

      They tried to fool him.

      کوشیدند او را گول بزنند.

      adjective informal B1

      انگلیسی آمریکایی ‫احمقانه، مسخره‬، ابلهانه

      It would be fool to assume that technological advancements alone can solve complex societal issues without addressing underlying human factors.

      این احمقانه خواهد بود که فرض کنیم پیشرفت‌های تکنولوژیکی به‌تنهایی می‌توانند مسائل پیچیده‌ی اجتماعی را بدون پرداختن به عوامل انسانی زیربنایی حل کنند.

      Many economists would consider it fool to ignore the long-term environmental costs associated with rapid industrialization.

      بسیاری از اقتصاددانان نادیده گرفتن هزینه‌های زیست‌محیطی بلندمدت مرتبط با صنعتی‌ شدن سریع را مسخره‬ می‌دانند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Some critics argue it is fool to believe that a single policy change can comprehensively address the multifaceted challenges of climate change.

      برخی منتقدان استدلال می‌کنند که باور به اینکه یک تغییر سیاست واحد می‌تواند به‌طور جامع به چالش‌های چندوجهی تغییرات اقلیمی بپردازد، ابلهانه است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fool

      1. noun stupid or ridiculous person
        Synonyms:
        idiot sucker simpleton ass dope dummy nitwit moron oaf clown jerk goose victim ninny twit buffoon dumbbell dimwit bonehead blockhead dolt ignoramus numskull fathead halfwit lamebrain nincompoop dunderhead birdbrain twirp sap nerd cretin imbecile lightweight loon clod boob turkey bore schlemiel silly stooge easy mark fair game dumb ox illiterate innocent
        Antonyms:
        brain
      1. verb trick, mislead
        Synonyms:
        deceive cheat mislead take in kid bluff con dupe hoax gull hoodwink scam snow delude bamboozle fake out spoof diddle fox outfox flimflam put on jive lead on chicane put one over on play a trick on pretend make believe play-act juke trifle suck in

      Phrasal verbs

      fool around

      (عامیانه) 1- وقت تلف کردن 2- فضولی کردن، دخالت بیجا کردن، ور رفتن 3- مغازله کردن، ماچ و بوسه کردن

      fool away

      هدر دادن (پول یا وقت) (به‌طور احمقانه)

      Collocations

      make a fool out of someone

      کسی را احمق جلوه دادن/ کسی را دست انداختن/ کسی را مسخره کردن

      Idioms

      a fool and his money are soon parted

      آدم احمق کلاه سرش می‌رود.

      be a fool for one's pains

      کار بی‌اجر و پاداش کردن، مفتی جان کندن، خرحمالی مفتی کردن

      be (or live) in a fool's paradise

      الکی خوش بودن

      be no (or nobody's) fool

      زرنگ و کارآمد بودن

      be sent on a fool's errand

      دنبال نخود سیاه فرستاده شدن (رفتن)

      Idioms بیشتر

      make a fool of (oneself)

      آبروی (خود را) ریختن، (خود را) مضحکه کردن، (خود را) مورد تمسخر قرار دادن

      play the fool

      دلقک‌بازی درآوردن، لودگی کردن

      (there is) no fool like an old fool

      آدم احمق هرچه پیرتر می‌شود، احمق‌تر می‌شود.

      no fool like an old fool

      بدترین نوع احمق، احمق پیر است، هر چه پیرتر می‌شه، احمق‌تر می‌شه.

      make a fool of

      مسخره کردن، دست انداختن

      سوال‌های رایج fool

      گذشته‌ی ساده fool چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fool در زبان انگلیسی fooled است.

      شکل سوم fool چی میشه؟

      شکل سوم fool در زبان انگلیسی fooled است.

      شکل جمع fool چی میشه؟

      شکل جمع fool در زبان انگلیسی fools است.

      وجه وصفی حال fool چی میشه؟

      وجه وصفی حال fool در زبان انگلیسی fooling است.

      سوم‌شخص مفرد fool چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fool در زبان انگلیسی fools است.

      ارجاع به لغت fool

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fool» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fool

      لغات نزدیک fool

      • - foodstuff
      • - foofaraw
      • - fool
      • - fool around
      • - fool away
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      foxglove aster forget-me-not lily of the valley hibiscus cyclamen freesia sweet pea verbena primrose heather rhododendron lotus violet calendula فرار از زندان فرقه فرهیخته شدن فلفل قرمز فلک فن قلیایی کردن لاما لامع مصیبت من‌بعد نالازم هماتیت هورمون وبینار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.