گذشتهی ساده:
fooledشکل سوم:
fooledسومشخص مفرد:
foolsوجه وصفی حال:
foolingشکل جمع:
foolsآدم نادان، آدم احمق، آدم ابله، آدم دیوانه، آدم مسخره، آدم خلوجل، آدم مشنگ
It would be a fool's errand to attempt such a complex scientific experiment without proper preliminary research.
تلاش برای انجام چنین آزمایش علمی پیچیدهای بدون تحقیقات مقدماتی مناسب، کار یک آدم نادان خواهد بود.
Only a fool would invest all their capital in a single, unproven startup without diversifying their portfolio.
فقط یک آدم احمق تمام سرمایهی خود را در یک استارتاپ واحد و اثباتنشده بدون متنوعسازی سبد سهام خود سرمایهگذاری میکند.
I never thought he would be such a fool.
هرگز فکر نمیکردم این چنین احمق باشد.
Don't be a fool!
خر نباش!
a dancing fool
دیوانهی رقص
No offense, I was only fooling!
به تو برنخورد، داشتم شوخی میکردم!
قدیمی آدم لوده، آدم دلقک (برای خنداندن درباریان)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
the fool in king Lear's court
لودهی دربار شاه لیر
In many historical accounts of medieval courts, the fool often served as a critical commentator on societal norms, using humor to convey serious messages.
در بسیاری از روایات تاریخی دربار قرونوسطی، دلقک اغلب بهعنوان مفسری انتقادی بر هنجارهای اجتماعی عمل میکرد و از طنز برای انتقال پیامهای جدی استفاده مینمود.
انگلیسی بریتانیایی غذا و آشپزی میوه پودینگ میوه، دسر میوهای (شیرینیای متشکل از میوهی خردشده، خامه و شکر)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی غذا و آشپزی
In this lecture, we will explore the historical evolution of desserts, from simple fruit tarts to more complex preparations like the classic fool.
در این سخنرانی ما تکامل تاریخی دسرها را بررسی خواهیم کرد؛ از تارتهای میوهای ساده گرفته تا دسرهای پیچیدهتر مانند پودینگ میوهای کلاسیک.
The professor elaborated on how the composition of a traditional fool, typically involving stewed fruit and whipped cream, reflects historical dietary practices.
پروفسور توضیح داد که چگونه ترکیب یک پودینگ میوهای سنتی که معمولاً شامل میوهی پختهشده و خامهی فرمگرفته است، منعکسکنندهی عادات غذایی تاریخی است.
گول زدن، فریب دادن، نیرنگ زدن، خر کردن
Don't let the children fool with it.
نگذار بچهها فریب آن را بخورند.
They tried to fool him.
کوشیدند او را گول بزنند.
انگلیسی آمریکایی احمقانه، مسخره، ابلهانه
It would be fool to assume that technological advancements alone can solve complex societal issues without addressing underlying human factors.
این احمقانه خواهد بود که فرض کنیم پیشرفتهای تکنولوژیکی بهتنهایی میتوانند مسائل پیچیدهی اجتماعی را بدون پرداختن به عوامل انسانی زیربنایی حل کنند.
Many economists would consider it fool to ignore the long-term environmental costs associated with rapid industrialization.
بسیاری از اقتصاددانان نادیده گرفتن هزینههای زیستمحیطی بلندمدت مرتبط با صنعتی شدن سریع را مسخره میدانند.
Some critics argue it is fool to believe that a single policy change can comprehensively address the multifaceted challenges of climate change.
برخی منتقدان استدلال میکنند که باور به اینکه یک تغییر سیاست واحد میتواند بهطور جامع به چالشهای چندوجهی تغییرات اقلیمی بپردازد، ابلهانه است.
(عامیانه) 1- وقت تلف کردن 2- فضولی کردن، دخالت بیجا کردن، ور رفتن 3- مغازله کردن، ماچ و بوسه کردن
هدر دادن (پول یا وقت) (بهطور احمقانه)
کسی را احمق جلوه دادن/ کسی را دست انداختن/ کسی را مسخره کردن
a fool and his money are soon parted
آدم احمق کلاه سرش میرود.
کار بیاجر و پاداش کردن، مفتی جان کندن، خرحمالی مفتی کردن
be (or live) in a fool's paradise
الکی خوش بودن
زرنگ و کارآمد بودن
دنبال نخود سیاه فرستاده شدن (رفتن)
آبروی (خود را) ریختن، (خود را) مضحکه کردن، (خود را) مورد تمسخر قرار دادن
دلقکبازی درآوردن، لودگی کردن
(there is) no fool like an old fool
آدم احمق هرچه پیرتر میشود، احمقتر میشود.
بدترین نوع احمق، احمق پیر است، هر چه پیرتر میشه، احمقتر میشه.
مسخره کردن، دست انداختن
گذشتهی ساده fool در زبان انگلیسی fooled است.
شکل سوم fool در زبان انگلیسی fooled است.
شکل جمع fool در زبان انگلیسی fools است.
وجه وصفی حال fool در زبان انگلیسی fooling است.
سومشخص مفرد fool در زبان انگلیسی fools است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fool» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fool