Oaf

oʊf əʊf
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    بچه‌ای که پریان به‌جای بچه حقیقی بگذارند، بچه ناقص‌الخلقه، ساده‌لوح
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد oaf

  1. noun person who is clumsy, stupid
    Synonyms: beast, blunderer, bruiser, brute, chump, clod, clown, dolt, dumb ox, dunce, fool, goon, idiot, imbecile, klutz, loser, lout, moron, nincompoop, ox, sap, simpleton
    Antonyms: handyman

ارجاع به لغت oaf

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «oaf» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/oaf

لغات نزدیک oaf

پیشنهاد بهبود معانی