آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ آبان ۱۴۰۳

    Ass

    æs æs

    شکل جمع:

    asses

    توضیحات:

    در معنای سوم، در انگلیسی بریتانیایی به‌جای ass از arse استفاده می‌شود.

    معنی ass | جمله با ass

    noun countable

    جانورشناسی قدیمی الاغ، خر

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    The farmer has a loyal ass that helps him with the plowing.

    کشاورز خر وفاداری دارد که در شخم زدن به او کمک می‌کند.

    An ass is often used as a pack animal in rural areas.

    الاغ اغلب به‌عنوان حیوانی بارکش در مناطق روستایی استفاده می‌شود.

    noun countable informal

    آدم کله‌خر، آدم بی‌شعور و احمق، آدم نفهم

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    Don't be such an ass; think before you speak.

    انقدر احمق نباش؛ قبل‌از حرف زدن فکر کن!

    Sometimes, even the smartest people can seem like an ass.

    گاهی اوقات، حتی باهوش‌ترین افراد نیز می‌توانند بی‌شعور و نفهم به نظر برسند.

    noun countable

    انگلیسی آمریکایی ناپسند کون (کلمه‌ای بی‌ادبانه برای اشاره به باسن)

    The Irish comedian made a joke about his big ass.

    کمدین ایرلندی با کون بزرگ خود شوخی کرد.

    The chair was so uncomfortable that it made my ass ache.

    صندلی به‌قدری ناراحت بود که باعث شد کونم درد بگیرد.

    noun uncountable

    انگلیسی آمریکایی ناپسند کون، گوشت، تیکه (کلمه‌ای توهین‌آمیز برای اشاره به فعالیت جنسی و یا زنانی که صرفاً به‌عنوان شریک جنسی در نظر گرفته می‌شوند)

    The film was criticized for portraying women solely as objects to admire for their ass.

    این فیلم به این دلیل که زنان را صرفاً به‌عنوان ابزاری برای فعالیت جنسی نشان می‌داد، مورد انتقاد قرار گرفت.

    She refused to let anyone diminish her worth, regardless of how some of them viewed her as just an ass.

    او اجازه نداد که ارزش او را تقلیل دهند؛ علی‌رغم اینکه برخی از آن‌ها او را صرفاً ابزاری برای هوس‌رانی جنسی خود تلقی می‌کردند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ass

    1. noun stupid person
      Synonyms:
      fool idiot dunce simpleton dope nitwit blockhead jerk jackass donkey twit numbskull dolt imbecile

    Idioms

    to make an ass of (oneself)

    خریت کردن، الاغ‌بازی درآوردن، حماقت کردن

    kick ass

    (عامیانه) 1- اردنگ زدن، گوشمال دادن، در کونی زدن 2- (با زور و تهدید) وادار کردن، به هدف رساندن

    kiss ass

    (عامیانه ـ زننده ـ کون کسی را بوسیدن) خایه‌مالی کردن، چاپلوسی کردن

    سوال‌های رایج ass

    شکل جمع ass چی میشه؟

    شکل جمع ass در زبان انگلیسی asses است.

    ارجاع به لغت ass

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ass» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ass

    لغات نزدیک ass

    • - asquint
    • - asquith
    • - ass
    • - ass-backwards
    • - assai
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.