گذشتهی ساده:
jerkedشکل سوم:
jerkedسومشخص مفرد:
jerksوجه وصفی حال:
jerkingشکل جمع:
jerksتکان ناگهانی دادن یا خوردن، حرکت ناگهانی دادن یا داشتن، حرکت تند دادن یا داشتن، پرت کردن یا شدن، پرتاب کردن، افتادن، انداختن، جنبیدن، جنباندن
He jerked the cord and the puppet jumped.
او ریسمان را محکم کشید و عروسک حرکت ناگهانی داشت.
During the seismic activity, the ground began to jerk violently, causing structural instability in older buildings.
در طول فعالیت لرزهای، زمین بهشدت شروع به تکان خوردن کرد و باعث بیثباتی سازهای در ساختمانهای قدیمی شد.
He jerked the drawer open and broke its handle.
کشو را تکان ناگهانی داد و دستگیرهی آن را شکست.
He jerked the tooth to the right and left and then pulled it out.
او دندان را بهشدت به راست و چپ حرکت داد؛ سپس آن را درآورد.
She jerked the money on the table.
او پول را روی میز پرت کرد.
Don't jerk the ladder, I may fall down!
نردبان را تکان نده، ممکن است بیفتم!
The fish was jerking and tumbling on the fishing boat's deck.
ماهی روی عرشهی کشتی ماهیگیری میجنبید و معلق میزد.
a train jerking past the station
ترنی که تلقتلقکنان (تکانتکان خوران) از ایستگاه رد میشد
ورزش (وزنهبرداری) بلند کردن (وزنه در بالای سر)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The weightlifter managed to jerk the massive barbell above his head, securing a new personal best.
وزنهبردار موفق شد هالتر عظیم را بالای سرش بلند کند و رکورد شخصی جدیدی را ثبت نماید.
Athletes in competitive weightlifting spend years refining their ability to jerk increasingly heavy loads, a skill critical for achieving success at an elite level.
ورزشکاران در وزنهبرداری رقابتی سالها را صرف بهبود توانایی خود در بلند کردن وزنههای سنگینتر میکنند؛ مهارتی که برای دستیابی به موفقیت در سطح نخبگان حیاتی است.
متفاوت رفتار کردن
The political discourse in many emerging economies often jerks citizens around with fluctuating policies, leading to public distrust.
گفتمان سیاسی در بسیاری از اقتصادهای نوظهور اغلب شهروندان را با سیاستهای نوسانی متفاوت رفتار میکند که منجر به بیاعتمادی عمومی میشود.
He tends to jerk people around with his inconsistent demands, making it hard to plan anything.
او تمایل دارد با خواستههای ناسازگارش با مردم متفاوت رفتار کند و برنامهریزی هر چیزی را دشوار میسازد.
He jerked out the words.
او بریدهبریده حرف میزد.
Two cripples who were jerking along a street.
دو معلول که در راستای خیابان تندتند میلنگیدند.
He jerked out an apology and left the room.
او منمنکنان پوزش خواست و اتاق را ترک کرد.
تکان ناگهانی، حرکت ناگهانی، حرکت تند
He got up with a jerk.
او با حرکتی سریع از جا بلند شد.
Despite the constant jerks and bumps, the ancient vehicle managed to navigate the rugged terrain.
باوجود تکانها و ضربههای مداوم، وسیلهی نقلیه قدیمی توانست در زمینهای ناهموار حرکت کند.
The train started with a jerk.
قطار با تکان شدیدی به حرکت درآمد.
a knee jerk as a result of a mild blow under the kneecap
تکان غیرارادی زانو در اثر ضربهی ملایم به زیر کاسهی زانو
ورزش (وزنهبرداری) جِرک (وزنه در بالای سر)
The weightlifter executed a perfect jerk, lifting the bar high above his head with impressive control.
وزنهبردار یک جِرک عالی اجرا کرد و میله را با کنترل چشمگیری بالای سرش برد.
Discuss the physiological adaptations required for an athlete to consistently perform a maximal jerk in competitive weightlifting.
سازگاریهای فیزیولوژیکی مورد نیاز برای یک ورزشکار جهت اجرای مداوم یک جِرک حداکثری در وزنهبرداری رقابتی را مورد بحث قرار دهید.
عامیانه آدم احمق، آدم نادان، آدم کودن
در انگلیسی آمریکایی از jerk-off استفاده میشود.
I can't believe he said that; what a complete jerk!
باورم نمیشه اون حرف رو زد؛ چه آدم احمقی!
The speaker's dismissive remarks towards the audience were perceived as highly unprofessional, indicating a regrettable lack of decorum more befitting a jerk than a respected academic.
اظهارات بیاعتنای سخنران نسبت به مخاطبان بسیار غیرحرفهای تلقی شد که نشاندهندهی کمبود تأسفبار ادب و نزاکت بود که بیشتر شایسته یک آدم نادان است تا یک دانشگاهی محترم.
Don't be such a jerk and try to understand her perspective.
اینقدر آدم کودنی نباش و سعی کن دیدگاهش رو بفهمی.
(عامیانه- زننده) جلق زدن، استمنا کردن
(ناگهان و بهطور عصبی) گفتن
گذشتهی ساده jerk در زبان انگلیسی jerked است.
شکل سوم jerk در زبان انگلیسی jerked است.
شکل جمع jerk در زبان انگلیسی jerks است.
وجه وصفی حال jerk در زبان انگلیسی jerking است.
سومشخص مفرد jerk در زبان انگلیسی jerks است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «jerk» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/jerk