آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

      Jerk

      dʒɜːrk dʒɜːk

      گذشته‌ی ساده:

      jerked

      شکل سوم:

      jerked

      سوم‌شخص مفرد:

      jerks

      وجه وصفی حال:

      jerking

      شکل جمع:

      jerks

      معنی jerk | جمله با jerk

      verb - intransitive verb - transitive B1

      تکان ناگهانی دادن یا خوردن، حرکت ناگهانی دادن یا داشتن، حرکت تند دادن یا داشتن، پرت کردن یا شدن، پرتاب کردن، افتادن، انداختن، جنبیدن، جنباندن

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      He jerked the cord and the puppet jumped.

      او ریسمان را محکم کشید و عروسک حرکت ناگهانی داشت.

      During the seismic activity, the ground began to jerk violently, causing structural instability in older buildings.

      در طول فعالیت لرزه‌ای، زمین به‌شدت شروع به تکان خوردن کرد و باعث بی‌ثباتی سازه‌ای در ساختمان‌های قدیمی شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He jerked the drawer open and broke its handle.

      کشو را تکان ناگهانی داد و دستگیره‌ی آن را شکست.

      He jerked the tooth to the right and left and then pulled it out.

      او دندان را به‌شدت به راست و چپ حرکت داد؛ سپس آن را درآورد.

      She jerked the money on the table.

      او پول را روی میز پرت کرد.

      Don't jerk the ladder, I may fall down!

      نردبان را تکان نده، ممکن است بیفتم!

      The fish was jerking and tumbling on the fishing boat's deck.

      ماهی روی عرشه‌ی کشتی ماهی‌گیری می‌جنبید و معلق می‌زد.

      a train jerking past the station

      ترنی که تلق‌تلق‌کنان (تکان‌تکان خوران) از ایستگاه رد می‌شد

      verb - intransitive verb - transitive

      ورزش (وزنه‌برداری) بلند کردن (وزنه در بالای سر)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The weightlifter managed to jerk the massive barbell above his head, securing a new personal best.

      وزنه‌بردار موفق شد هالتر عظیم را بالای سرش بلند کند و رکورد شخصی جدیدی را ثبت نماید.

      Athletes in competitive weightlifting spend years refining their ability to jerk increasingly heavy loads, a skill critical for achieving success at an elite level.

      ورزش‌کاران در وزنه‌برداری رقابتی سال‌ها را صرف بهبود توانایی خود در بلند کردن وزنه‌های سنگین‌تر می‌کنند؛ مهارتی که برای دستیابی به موفقیت در سطح نخبگان حیاتی است.

      verb - intransitive verb - transitive

      ‫متفاوت رفتار کردن‬

      The political discourse in many emerging economies often jerks citizens around with fluctuating policies, leading to public distrust.

      گفتمان سیاسی در بسیاری از اقتصادهای نوظهور اغلب شهروندان را با سیاست‌های نوسانی متفاوت رفتار می‌کند که منجر به بی‌اعتمادی عمومی می‌شود.

      He tends to jerk people around with his inconsistent demands, making it hard to plan anything.

      او تمایل دارد با خواسته‌های ناسازگارش با مردم متفاوت رفتار کند و برنامه‌ریزی هر چیزی را دشوار می‌سازد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He jerked out the words.

      او بریده‌بریده حرف می‌زد.

      Two cripples who were jerking along a street.

      دو معلول که در راستای خیابان تندتند می‌لنگیدند.

      He jerked out an apology and left the room.

      او من‌من‌کنان پوزش خواست و اتاق را ترک کرد.

      noun countable B1

      تکان ناگهانی، حرکت ناگهانی، حرکت تند

      He got up with a jerk.

      او با حرکتی سریع از جا بلند شد.

      Despite the constant jerks and bumps, the ancient vehicle managed to navigate the rugged terrain.

      باوجود تکان‌ها و ضربه‌های مداوم، وسیله‌ی نقلیه قدیمی توانست در زمین‌های ناهموار حرکت کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The train started with a jerk.

      قطار با تکان شدیدی به حرکت درآمد.

      a knee jerk as a result of a mild blow under the kneecap

      تکان غیرارادی زانو در اثر ضربه‌ی ملایم به زیر کاسه‌ی زانو

      noun countable

      ورزش (وزنه‌برداری) ‫جِرک‬ (وزنه در بالای سر)

      The weightlifter executed a perfect jerk, lifting the bar high above his head with impressive control.

      وزنه‌بردار یک جِرک عالی اجرا کرد و میله را با کنترل چشمگیری بالای سرش برد.

      Discuss the physiological adaptations required for an athlete to consistently perform a maximal jerk in competitive weightlifting.

      سازگاری‌های فیزیولوژیکی مورد نیاز برای یک ورزش‌کار جهت اجرای مداوم یک جِرک حداکثری در وزنه‌برداری رقابتی را مورد بحث قرار دهید.

      noun slang countable B2

      عامیانه آدم احمق، آدم نادان، آدم کودن

      در انگلیسی آمریکایی از jerk-off استفاده می‌شود.

      I can't believe he said that; what a complete jerk!

      باورم نمی‌شه اون حرف رو زد؛ چه آدم احمقی!

      The speaker's dismissive remarks towards the audience were perceived as highly unprofessional, indicating a regrettable lack of decorum more befitting a jerk than a respected academic.

      اظهارات بی‌اعتنای سخنران نسبت به مخاطبان بسیار غیرحرفه‌ای تلقی شد که نشان‌دهنده‌ی کمبود تأسف‌بار ادب و نزاکت بود که بیشتر شایسته یک آدم نادان است تا یک دانشگاهی محترم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don't be such a jerk and try to understand her perspective.

      اینقدر آدم کودنی نباش و سعی کن دیدگاهش رو بفهمی.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد jerk

      1. noun a lurching move
        Synonyms:
        pull tug yank jolt bump thrust twitch quake shiver quiver bounce wrench snag flop wiggle wriggle flick tweak
      1. noun stupid, bumbling person
        Synonyms:
        fool idiot oaf ninny nincompoop brute rascal
      1. verb move with lurch
        Synonyms:
        pull throw fling snatch seize grab tug jolt bump bounce wrench shrug pluck twitch quake quiver wiggle wriggle dance flip flop whisk sling thrust hurtle yank wrest wring lug hook flick tweak snag vellicate

      Phrasal verbs

      jerk (oneself) off

      (عامیانه- زننده) جلق زدن، استمنا کردن

      jerk out

      (ناگهان و به‌طور عصبی) گفتن

      سوال‌های رایج jerk

      گذشته‌ی ساده jerk چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده jerk در زبان انگلیسی jerked است.

      شکل سوم jerk چی میشه؟

      شکل سوم jerk در زبان انگلیسی jerked است.

      شکل جمع jerk چی میشه؟

      شکل جمع jerk در زبان انگلیسی jerks است.

      وجه وصفی حال jerk چی میشه؟

      وجه وصفی حال jerk در زبان انگلیسی jerking است.

      سوم‌شخص مفرد jerk چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد jerk در زبان انگلیسی jerks است.

      ارجاع به لغت jerk

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «jerk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/jerk

      لغات نزدیک jerk

      • - jerez de la frontera
      • - jericho
      • - jerk
      • - jerk (oneself) off
      • - jerk out
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      candlenut caprifig cashew catalpa chocolate tree coconut palm coffee tree cola cryptomeria date palm dragon tree ebony elemi encina english walnut خوددار خرم رقیب مؤسسه آسیاب بادی پاییز فصل پاییز می بی‌ادعا آغوش طلبیدن طلب کلیدواژه گرز مرصع گروه ورزشی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.