آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Bump

    bʌmp bʌmp

    گذشته‌ی ساده:

    bumped

    شکل سوم:

    bumped

    سوم‌شخص مفرد:

    bumps

    وجه وصفی حال:

    bumping

    شکل جمع:

    bumps

    معنی bump | جمله با bump

    noun verb - transitive verb - intransitive adverb B2

    دست‌انداز جاده، ضربت، ضربت حاصله در اثر تکان سخت، برآمدگی، تکان سخت (در هواپیما و غیره)، تکان ناگهانی، ضربت (توأم با تکان) زدن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    Every time the car went over a bump...

    هر وقت ماشین از دست‌اندازی رد می‌شد...

    The freight cars came together with a bump.

    واگن‌های باری با تکان به هم خوردند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    I bumped my head on the edge of the shelf again!

    دوباره سرم به لب تاقچه خورد!

    The boat gently bumped against the shore wall.

    زورق به آرامی به دیواره‌ی ساحلی خورد.

    The children went bumping down the stairway.

    بچه‌ها تلپ‌تلپ‌کنان از پلکان پایین می‌رفتند.

    The package slipped from his hand and fell with a bump.

    بسته از دستش لغزید و تلپی افتاد.

    His forehead has a bump the size of an egg.

    پیشانی او به اندازه‌ی یک تخم‌مرغ بالا آمده است.

    As a result of his fall, his head is full of bumps.

    در اثر افتادن سرش قلمبه‌قلمبه شده است.

    He was bumped from his job by a younger employee.

    او برکنار شد و یک کارمند جوان‌تر جای او را گرفت.

    He was bumped at the airport to make room for a general.

    در فرودگاه او را سوار نکردند و جایش را به یک ژنرال دادند.

    Demand has bumped up prices.

    تقاضا موجب بالا رفتن قیمت‌ها شده است.

    He bumped into the sideboard and broke the dishes.

    به قفسه خورد و ظرف‌ها را شکست.

    I bumped into my childhood friend in the street.

    در خیابان به دوست ایام کودکی خود برخورد کردم.

    In the story, she bumps off her husband and goes to Canada.

    در داستان شوهر خود را می‌کشد و به کانادا می‌رود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bump

    1. verb collide, hit, usually with sound
      Synonyms:
      hit strike knock bang smack slap slam thump thud crash pound rap whack shake jolt jar jerk bounce rattle clap jostle impinge plunk pat plop buck butt box jounce crack clatter bunt carom thwack thunder smash into
    1. verb move over, dislodge
      Synonyms:
      shift move over remove displace budge
    1. verb increment
      Synonyms:
      increase raise step up

    Phrasal verbs

    bump into

    (اتفاقی کسی را) دیدن، (اتفاقی به کسی) بر خوردن

    bump off

    (عامیانه) کشتن، سر به نیست کردن، کلک کسی را کندن

    bump up

    افزایش دادن، بالا بردن، بالا کشیدن، زیاد کردن، بیشتر کردن

    ارتقا دادن، بالا بردن (مسافر به کلاس بالاتر در قطار یا هواپیما)

    bump up against

    (اتفاقاً به کسی) برخوردن، تصادفاً ملاقات کردن

    Collocations

    bump into

    (اتقاقی) برخورد کردن، تصادف کردن

    سوال‌های رایج bump

    گذشته‌ی ساده bump چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده bump در زبان انگلیسی bumped است.

    شکل سوم bump چی میشه؟

    شکل سوم bump در زبان انگلیسی bumped است.

    شکل جمع bump چی میشه؟

    شکل جمع bump در زبان انگلیسی bumps است.

    وجه وصفی حال bump چی میشه؟

    وجه وصفی حال bump در زبان انگلیسی bumping است.

    سوم‌شخص مفرد bump چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد bump در زبان انگلیسی bumps است.

    ارجاع به لغت bump

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «bump» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bump

    لغات نزدیک bump

    • - bumfuzzle
    • - bummer
    • - bump
    • - bump into
    • - bump off
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.