آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ اسفند ۱۴۰۳

      Jounce

      dʒaʊns dʒaʊns

      گذشته‌ی ساده:

      jounced

      شکل سوم:

      jounced

      سوم‌شخص مفرد:

      jounces

      وجه وصفی حال:

      jouncing

      شکل جمع:

      jounces

      معنی jounce | جمله با jounce

      verb - intransitive verb - transitive

      بالا و پایین پریدن، جست‌وخیز کردن، تکان دادن

      Children jounce happily on the trampoline.

      کودکان با خوشحالی روی ترامپولین می‌پرند.

      The boat jounced on the choppy waves.

      قایق روی امواج متلاطم بالاوپایین می‌رفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He accidentally jounced the table, spilling the drinks.

      او به‌طور تصادفی میز را تکان داد و نوشیدنی‌ها ریخت.

      The puppy jounced playfully as it chased after the ball.

      وقتی که سگ به دنبال توپ می‌رفت، به‌طور بازیگوشانه‌ای جست‌وخیز کرد.

      The wind jounced the sign, causing it to sway back and forth.

      باد تابلو را تکان داد و باعث شد به عقب‌وجلو حرکت کند.

      noun countable

      تکان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The sudden jounce of the bus threw me forward.

      تکان ناگهانی اتوبوس من را به جلو پرتاب کرد.

      Every jounce of the train rattled the windows.

      هر تکان قطار شیشه‌ها را به صدا در می‌آورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A small jounce woke her from her light sleep.

      تکان کوچکی او را از خواب سبکش بیدار کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد jounce

      1. noun a sudden jarring impact
        Synonyms:
        impact collision bump jolt shock jar bounce jolting
      1. verb move up and down repeatedly
        Synonyms:
        bounce

      سوال‌های رایج jounce

      گذشته‌ی ساده jounce چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده jounce در زبان انگلیسی jounced است.

      شکل سوم jounce چی میشه؟

      شکل سوم jounce در زبان انگلیسی jounced است.

      شکل جمع jounce چی میشه؟

      شکل جمع jounce در زبان انگلیسی jounces است.

      وجه وصفی حال jounce چی میشه؟

      وجه وصفی حال jounce در زبان انگلیسی jouncing است.

      سوم‌شخص مفرد jounce چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد jounce در زبان انگلیسی jounces است.

      ارجاع به لغت jounce

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «jounce» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/jounce

      لغات نزدیک jounce

      • - jouissance
      • - joule
      • - jounce
      • - jour
      • - journal
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.