آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Smack

      smæk smæk

      گذشته‌ی ساده:

      smacked

      شکل سوم:

      smacked

      سوم‌شخص مفرد:

      smacks

      وجه وصفی حال:

      smacking

      معنی smack | جمله با smack

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      ماچ، صدای سیلی یا شلاق، مزه، طعم، چشیدن مختصر، با صدا غذا خوردن، ماچ صدا‌دارکردن، مزه مخصوصی داشتن، کف‌دستی زدن، کتک زدن، کاملاً، یکراست

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      a smack of racism

      اثری از نژادپرستی

      an orange with a bitter smack

      یک پرتقال تلخ مزه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      medicine that smacks of alcohol

      دارویی که مزه‌ی الکل را دارد

      His comments smack of atheism.

      اظهاراتش حاکی از عدم اعتقاد به خداوند است.

      a smack of wine for each guest

      یک کمی شراب برای هر یک از مهمانان

      As soon as me saw the cake, he smacked his lips.

      تا کیک را دید شروع کرد به لب مزه کردن.

      The child smacked his father on the cheek.

      کودک ماچ صداداری بر گونه‌ی پدرش چسباند.

      This spoiled child needs a good smacking.

      این بچه‌ی لوس یک کتک حسابی لازم دارد.

      I wished I could smack his ugly face!

      خیلی دلم می‌خواست یک چک توی آن صورت زشتش بزنم!

      He drove his car smack into the tree.

      اتومبیلش را صاف زد به درخت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد smack

      1. adverb directly, exactly
        Synonyms:
        exactly straight precisely right just accurately clearly square sharply point-blank bang plumb
        Antonyms:
        indirectly off inexactly
      1. noun, verb strike, often with hand
        Synonyms:
        hit slap tap punch blow bang clap pat cuff sock box buffet clout crack chop spank blip snap

      Phrasal verbs

      smack down

      (امریکا - عامیانه) گوشمالی دادن، سرجای خود نشاندن

      Idioms

      smack-dab

      دقیقاٌ، یکسر، سرراست، درست

      سوال‌های رایج smack

      گذشته‌ی ساده smack چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده smack در زبان انگلیسی smacked است.

      شکل سوم smack چی میشه؟

      شکل سوم smack در زبان انگلیسی smacked است.

      وجه وصفی حال smack چی میشه؟

      وجه وصفی حال smack در زبان انگلیسی smacking است.

      سوم‌شخص مفرد smack چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد smack در زبان انگلیسی smacks است.

      ارجاع به لغت smack

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «smack» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/smack

      لغات نزدیک smack

      • - slype
      • - sm
      • - smack
      • - smack dab
      • - smack down
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.