آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مهر ۱۴۰۳

    Sm

    معنی sm | جمله با sm

    abbreviation

    (sm) (small) کوچک، اندک، کم

    The sm room was cozy.

    این اتاق کوچک راحت و دنج بود.

    the sm amount of sugar

    مقدار کمی شکر

    symbol uncountable

    شیمی عنصر شیمیایی (Sm) ساماریم، عنصر ساماریم (نماد شیمیایی عنصر Samarium)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    Sm is a rare earth metal that is used in the production of magnets and electronic components.

    ساماریوم فلز خاکی نادر است که در تولید آهن‌ربا و قطعات الکترونیکی از آن استفاده می‌شود.

    the discovery of Sm in the late 19th century

    کشف ساماریوم در اواخر قرن نوزدهم

    abbreviation

    پزشکی (SM) (master of science) کارشناسی‌ارشد در علوم پزشکی و کشاورزی و علوم پایه

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

    مشاهده

    Mary received her SM in engineering from MIT.

    مری مدرک کارشناسی‌ارشد مهندسی خود را از دانشگاه MIT دریافت کرد.

    SM in Statistics

    کارشناسی‌ارشد آمار

    abbreviation

    (SM) (service mark) نشان خدماتی (گونه‌ای از نماد بازرگانی برای تشخیص خدماتی که شخص یا بنگاه خاص ارائه می‌دهد)

    The use of the Sm is essential to protect a company's unique services from being misused by others.

    استفاده از نشان خدماتی برای محافظت از خدمات منحصر‌به‌فرد یک شرکت در برابر سوءاستفاده‌ی دیگران ضروری است.

    The use of the Sm without permission can result in legal action.

    استفاده از نشان خدماتی بدون اجازه می‌تواند منجر به پیگرد قانونی شود.

    abbreviation

    سینما و تئاتر (SM) (stage manager) مدیر صحنه

    The director relied heavily on the SM.

    کارگردان به‌شدت به مدیر صحنه متکی بود.

    The SM called for a 10-minute break during the rehearsal.

    مدیر صحنه خواستار ده دقیقه استراحت در طول تمرین شد.

    abbreviation

    (SM) (stationmaster) مدیر ایستگاه راه‌آهن

    The SM greeted passengers with a smile.

    مدیر ایستگاه راه‌آهن با لبخند از مسافران استقبال کرد.

    The SM was responsible for ensuring that all the trains were running on time.

    مدیر ایستگاه راه‌آهن وظیفه داشت اطمینان حاصل کند که همه‌ی قطارها به موقع حرکت می‌کنند.

    abbreviation

    (S-M) یا (S/M) (sadomasochism) و (sadomasochist) سادومازوخیسم (آزارگری و آزارخواهی)، سادومازوخیست (آزارگر و آزارخواه)

    S-M is a form of sexual expression that involves both sadistic and masochistic behaviors.

    سادومازوخیسم نوعی بیان جنسی است که مشتمل بر رفتارهای سادیستی و مازوخیستی است.

    He identified as an S-M and enjoyed both giving and receiving pain during sexual activities.

    او به عنوان فردی سادومازوخیست شناخته می‌شد و هم از آزارگری و هم آزارخواهی در طول فعالیت‌های جنسی لذت می‌برد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sm

    1. symbol a master's degree in science
      Synonyms:
      ms MSc master-of-science samarium atomic number 62

    ارجاع به لغت sm

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «sm» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sm

    لغات نزدیک sm

    • - slyboots
    • - slype
    • - sm
    • - smack
    • - smack dab
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.