آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ دی ۱۴۰۴

    Just

    dʒəst dʒəst

    صفت تفضیلی:

    more just

    صفت عالی:

    most just

    معنی just | جمله با just

    adverb B1

    فقط، تنها، صرفاً، محض

    He bought the book not to study, but just out of curiosity.

    آن کتاب را نه برای درس خواندن، بلکه صرفاً از روی کنجکاوی خرید.

    I just wanted to help, nothing more.

    فقط می‌خواستم کمک کنم، همین و بس.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    I gave him just one toman.

    فقط یک تومان به او دادم.

    just a taste

    یک چشیدن و بس

    just two more hours

    فقط دو ساعت دیگر

    just look

    فقط نگاه کن

    The sun's out, but I'll take a raincoat just the same.

    هوا آفتابی است؛ ولی با این حال بارانی با خود می‌برم.

    adverb A2

    تازه، به‌تازگی، الان، همین الان

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    We are just preparing to leave.

    الان داریم آماده می‌شویم که برویم.

    They had just finished dinner when the phone rang.

    آن‌ها تازه شامشان تمام شده بود که تلفن زنگ خورد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    You just missed the train.

    قطار تازه رفته است (هم‌اکنون قطار را از دست دادید).

    He left just now.

    او هم‌اکنون رفت.

    I'll be ready in just a minute.

    چند لحظه‌ی دیگر آماده‌ام.

    Just a minute, you have no right to hit my son!

    صبر کن ببینم، شما حق ندارید پسر مرا بزنید!

    adverb B1

    دقیقاً، عین، مثل، درست، کاملاً، به همان اندازه

    Things developed just as we predicted in the report.

    امور، دقیقاً همان‌طور که در گزارش پیش‌بینی کرده بودیم، پیش رفت.

    Each box is just the same as the other.

    هر قوطی درست مانند قوطی دیگر است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    It's just one kilogram.

    درست یک کیلو است.

    Just as I told you.

    درست همان‌طور که به شما عرض کردم.

    I feel just fine!

    حالم خیلی خوب است!

    He arrived just as I was leaving.

    او درست هنگامی که من داشتم می‌رفتم، سررسید.

    He is just on eighty years old.

    او درست هشتاد سال دارد.

    Just then the telephone rang.

    درست در آن هنگام تلفن زنگ زد.

    The two are just the same.

    آن دو یکی هستند.

    just one o'clock

    سر ساعت یک

    just next to the school

    درست پهلوی مدرسه

    just north of the church

    درست در شمال کلیسا

    It's just on five o'clock.

    درست ساعت 5 است.

    adverb B1

    برای تأکید بر شدت وضعیت استفاده می‌شود

    They just kept arguing, no matter what we said.

    آن‌ها مدام به جر‌و‌بحث ادامه دادند، فرقی نمی‌کرد ما چه می‌گفتیم.

    She just can’t accept that the plan has failed.

    او اصلاً نمی‌تواند بپذیرد که طرح شکست خورده است.

    adverb

    فقط (برای نشان دادن کم‌اهمیتی کار و کم کردن زور جمله)

    I just wanted to check whether you received my email.

    فقط می‌خواستم بررسی کنم که آیا ایمیلم به دستتان رسیده یا نه.

    We’re not changing the plan, I’m just suggesting a small adjustment.

    ما برنامه را عوض نمی‌کنیم؛ من فقط یک اصلاح کوچک پیشنهاد می‌کنم.

    adverb B1

    تقریباً، حدوداً، به‌زور، به‌سختی، به‌زحمت

    She was so tired that she could just stay awake during the lecture.

    آن‌قدر خسته بود که به‌زور توانست درطول سخنرانی بیدار بماند.

    Winter is just about over.

    زمستان تقریباً تمام شده است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He is just about my age.

    او حدوداً هم سن من است.

    just under two kilos

    قدری کمتر از دو کیلو

    adverb B1

    کاملاً، به‌شدت، بسیار

    What they did to the team was just unfair.

    کاری که با تیم کردند، کاملاً ناعادلانه بود.

    The noise in this neighborhood is just unbearable at night.

    شب‌ها، سروصدا در این محله به‌شدت غیرقابل‌تحمل است.

    adjective C2

    عادلانه، عادل، منصفانه، درست، به‌حق، موجه، دادگر

    The workers felt they had just cause to demand better conditions.

    کارگران احساس می‌کردند که برای مطالبه‌ی شرایط بهتر، دلیل موجه دارند.

    A truly just society protects the rights of all its citizens.

    جامعه‌ای واقعاً عادلانه، از حقوق همه‌ی شهروندان خود حمایت می‌کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    A just man does not rob orphans.

    آدم منصف از یتیمان نمی‌دزدد.

    a just decision

    تصمیم عادلانه

    Anushirvan the Just

    انوشیروان عادل

    just praise

    تعریف به‌جا

    a just suspicion

    سوء‌ظن به‌جا

    just punishment

    تنبیه به‌جا

    a just demand

    درخواست معقول

    without just cause

    بدون علت منطقی

    a just balance of colors

    توازن صحیح رنگ‌ها

    a just report

    گزارش واقعی

    a just measure

    اندازه‌ی بی‌کم‌و‌کاست

    noun singular formal

    (the just) دادگران، عادلان، درست‌کاران، پارسایان، اهل عدالت، نیک‌سیرتان

    The book tells the story of how the just struggled against tyranny.

    این کتاب داستان مبارزه‌ی عادلان با ستمگری را روایت می‌کند.

    Society prospers when the just are given positions of responsibility.

    جامعه زمانی شکوفا می‌شود که درست‌کاران در جایگاه‌های مسئولیت قرار بگیرند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد just

    1. adjective fair, impartial
      Synonyms:
      good honest true right decent objective equal upright ethical reliable trustworthy impartial lawful virtuous scrupulous honorable dependable unbiased due righteous equitable evenhanded fair-minded blameless dispassionate nonpartisan nondiscriminatory tried strict rigid aloof condign conscientious pure uncolored rightful
      Antonyms:
      unfair partial unjust inequitable
    1. adjective accurate, precise
      Synonyms:
      correct right true exact precise good sound faithful justified proper regular strict normal well-founded well-grounded undistorted veracious veridical cogent
      Antonyms:
      inaccurate wrong imprecise unjustified unjust
    1. adjective suitable, appropriate
      Synonyms:
      fit right proper appropriate fitting apt due deserved justified meet requisite reasonable legitimate merited happy felicitous befitting rightful well-deserved condign
      Antonyms:
      unsuitable inappropriate unfitting unsuited unjust
    1. adverb definitely
      Synonyms:
      absolutely exactly precisely directly completely entirely perfectly right accurately expressly unmistakably squarely square sharp smack-dab
      Antonyms:
      indefinitely
    1. adverb only now
      Synonyms:
      now right now just now recently lately presently nearly almost approximately just a while ago barely hardly scarce scarcely a moment ago at this moment by very little
    1. adverb merely
      Synonyms:
      only simply plainly solely no more than but nothing but at most

    Collocations

    just about

    تقریباً، حدوداً، نزدیک به، کم‌وبیش، در آستانه

    just as

    1- درست هنگامی‌که

    2- درست همان‌طور که

    just now

    هم‌اکنون، الان، الساعه

    just then

    در همان هنگام، درست همان وقت، هم‌اندم

    only just

    درست، درست همین حالا، هم اکنون

    Collocations بیشتر

    (just) for the record

    برای ثبت رسمی، به منظور اعلام رسمی

    Idioms

    just a minute (or moment or second) !

    (عامیانه) یک لحظه، یک دقیقه صبر کن !، یک لحظه‌ی دیگر، صبر کن ببینم!

    just on

    (انگلیس ـ عامیانه ـ به‌ویژه با اعداد) درست، دقیقاً

    just the same (as)

    1- درست همان، عیناً 2- با این حال، مع‌هذا

    not just any

    نه همه کس

    just around the corner

    1- مجاور، در نزدیکی، نزدیک

    2- زود، (از نظر زمان) نزدیک، عن‌قریب

    Idioms بیشتر

    get one's just deserts

    به سزای خود رسیدن، تقاص پس دادن

    just (plain) folks

    (مردم) ساده و بی‌تکلف، بی‌شیله‌پیله، بی‌افاده

    is just the job

    درست آن چیزی است که لازم بود

    (just) as soon do something (as do something)

    ترجیح می‌دهم که ... به‌جای ...

    just the ticket

    (عامیانه) مخ‌کار، چیزی که کاملاً به‌درد می‌خورد

    (just) as you wish

    (درست) همانطوری که شما بخواهید، به میل تو

    سوال‌های رایج just

    صفت تفضیلی just چی میشه؟

    صفت تفضیلی just در زبان انگلیسی more just است.

    صفت عالی just چی میشه؟

    صفت عالی just در زبان انگلیسی most just است.

    ارجاع به لغت just

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «just» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/just

    لغات نزدیک just

    • - jussive
    • - jussoli
    • - just
    • - just (plain) folks
    • - just a minute (or moment or second) !
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    critically cumin curettage curl up customs cut through functionality cuticle in respect of cutie Cyrus dawg in addition light switch like flipping a light switch الم امت امتیاز دیکشنری آلمانی ذخیره خال گوشتی خاموش خاموش کردن خاک بر سرت! خبر خجالت‌آور خجالت‌زده خجالت کشیدن خدا رحم کند!
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.