Plainly

ˈpleɪnli ˈpleɪnli
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

adverb
به‌سادگی، روشن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
adverb
آشکارا، هویدا، به‌وضوح
adverb
به‌آسانی، به‌سهولت
رک، صریحاً، به‌صراحت
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد plainly

  1. adjective in a manner clear to the eye or mind
    Synonyms:
    visibly
  1. adverb unmistakably (`plain' is often used informally for `plainly')
    Synonyms:
    obviously plain evidently apparently manifestly patently
  1. adverb in a simple manner; without extravagance or embellishment
    Synonyms:
    simply

ارجاع به لغت plainly

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «plainly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/plainly

لغات نزدیک plainly

پیشنهاد بهبود معانی