مصدر:
legitimizeگذشتهی ساده:
legitimatedشکل سوم:
legitimatedسومشخص مفرد:
legitimatesوجه وصفی حال:
legitimatingشکل جمع:
legitimatesصفت تفضیلی:
more legitimateصفت عالی:
most legitimateمخفف این لغت در حالت عامیانه legit است.
قانونی، مشروع
For a claim to be considered legitimate in an academic context, it must be supported by empirical evidence and peer-reviewed studies.
برای اینکه یک ادعا در زمینهی آکادمیک مشروع تلقی شود، باید توسط شواهد تجربی و مطالعات داوریشده پشتیبانی شود.
The company ensured that all its business practices were legitimate and adhered to local regulations.
شرکت اطمینان حاصل کرد که تمام رویههای تجاری آن قانونی و مطابق با مقررات محلی است.
a legitimate claim
ادعای قانونی
a legitimate business
کاسبی مشروع
معقول، منطقی، معتبر، موجه، درست، برحق، روا
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Her concerns about the safety of the new bridge were completely legitimate.
نگرانیهای او در مورد ایمنی پل جدید کاملاً معقول و موجه بود.
Many argue that public funding for arts and culture represents a legitimate investment in societal well-being and cultural heritage.
بسیاری استدلال میکنند که بودجهی عمومی برای هنر و فرهنگ، یک سرمایهگذاری معتبر و برحق در رفاه اجتماعی و میراث فرهنگی است.
a legitimate conclusion
نتیجهگیری درست
حلالزاده، مشروع (فرزند)
The legal framework surrounding family structures often delineates the rights and recognition afforded to a legitimate child.
چارچوب قانونی پیرامون ساختارهای خانوادگی اغلب حقوق و شناختی را که به یک فرزند مشروع اعطا میشود، مشخص میکند.
two legitimate daughters and one illegitimate son
دو دختر حلالزاده و یک پسر حرامزاده
He claimed to be the legitimate son of the king.
او ادعا میکرد که پسر مشروع پادشاه است.
قانونی کردن، مشروعیت بخشیدن
Historical research often seeks to legitimate the claims of marginalized communities by uncovering previously overlooked evidence.
تحقیقات تاریخی غالباً بهدنبال مشروعیت بخشیدن به ادعاهای جوامع بهحاشیهراندهشده با کشف شواهد قبلاً نادیدهگرفتهشده است.
The government is working on new policies to legitimate the use of certain previously restricted substances for medical purposes.
دولت درحال کار بر روی سیاستهای جدیدی است تا استفاده از برخی مواد قبلاً ممنوع را برای مقاصد پزشکی قانونی کند.
Many activists believe that public protests are crucial to legitimate their demands in the eyes of the authorities.
بسیاری از فعالان معتقدند که اعتراضات عمومی برای مشروعیت بخشیدن به خواستههایشان در نظر مقامات حیاتی است.
خوب، چشمگیر، دارای پتانسیل موفقیت
The research proposal presented a legitimate approach to addressing climate change, meriting further investigation and funding.
پیشنهاد پژوهش یک رویکرد چشمگیر برای مقابله با تغییرات آبوهوایی ارائه داد که شایستهی بررسی و تامین مالی بیشتر است.
That's a legitimate idea for our new project; it could really take off.
این یک ایدهی دارای پتانسیل موفقیت برای پروژهی جدید ماست؛ واقعا میتواند موفق شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «legitimate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/legitimate