آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ فروردین ۱۴۰۴

      Hardly

      ˈhɑːrdli ˈhɑːdli

      معنی hardly | جمله با hardly

      adverb B1

      به‌سختی، به‌ندرت، به‌زور

      I hardly know him.

      او را درست نمی‌شناسم.

      He can hardly speak English.

      او به‌سختی انگلیسی حرف می‌زند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We hardly ever go to the cinema these days.

      این روزها به‌ندرت به سینما می‌رویم.

      I could hardly believe my eyes.

      چیزی که دیده بودم را، به‌زور باور کردم.

      adverb B2

      به‌هیچ‌وجه، اصلاً، ابداً

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      He is hardly the person to ask for help.

      او اصلاً کسی نیست که بشود ازش کمک خواست.

      You can hardly blame him for being upset.

      به‌هیچ‌وجه نمیتوانی او را برای ناراحت بودن سرزنش کنی.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They can hardly refuse such a generous offer.

      آن‌ها ابداً نمی‌توانند چنین پیشنهاد سخاوتمندانه‌ای را رد کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hardly

      1. adverb scarcely; with difficulty
        Synonyms:
        barely just only slightly somewhat not much scarcely rarely seldom infrequently not often sparsely faintly practically little simply not quite not measurably detectably perceptibly pretty near with trouble not noticeably not markedly comparatively no more than by no means not at all not a bit not likely no way not by much by a hair sporadically almost not once in a blue moon almost inconceivably
        Antonyms:
        very

      Collocations

      hardly ever

      به ندرت، ندرتاً، کم، خیلی کم

      لغات هم‌خانواده hardly

      noun
      hardship, hardness, hardiness
      adjective
      hard, hardened, hardy
      verb - intransitive
      harden
      adverb
      hard, hardly

      ارجاع به لغت hardly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hardly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hardly

      لغات نزدیک hardly

      • - hardiness
      • - harding
      • - hardly
      • - hardly ever
      • - hardness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.